تبليغاتX
بیره وری له کوردستان

بیره وری له کوردستان

حاوی کلیه مطالب و موضوعات علمی ,فرهنگی و اجتماعی کردستان

 

به خۆشه‌ویستی تۆ‌وه ئه‌مرم

ئه‌مشه‌و یادی تۆ، یه‌خه‌ی پێ گرتووم

بۆیه چاوانم مه‌یلی خه‌و ناكا

ئاسمان بێ ورشه‌و بێ ئه‌ستێره‌یه

شه‌وێكه گوڵم هه‌ر له شه‌و ناكا

ئێستا تۆ شه‌وی سوور به‌ڕێ ئه‌كه‌ی

منیش شه‌وی پڕ حوزن و ته‌نیایی

بۆچی خه‌رمانی عه‌شق‌و ئه‌وینت

ئاگر تێبه‌ر دا وا به خۆڕایی

ئێستاش له‌و كه‌سه‌ زیاتر خۆشم ئه‌وێی

كه به حوكمی دین هاوسه‌ری ئه‌ویی

سه‌یره ئه‌م هه‌موو زوڵمه‌ت لێ كردووم

كه‌چی قه‌ت له به‌ر چاوم ناكه‌ویی

بڕوام پێ بكه هێنده خۆشم ئه‌وێی

ناتوانم قه‌ت ڕقت لێ هه‌ڵگرم

سینه‌م ئه‌و خه‌مه هه‌ڵناگرێ

به خۆشه‌ویستی تۆوه ئه‌مرم...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 15:55  توسط ؟؟؟  | 

 

 دنیا به آیینه بزرگی شباهت دارد. آنچه را که هستید، منعکس می کند. اگر دوستانه و پر مهر و محبت هستید، اگر به دیگران کمک می کنید، دنیا رفتاری دوستانه، محبت آمیز وکمک کننده با شما خواهد داشت. دنیا همان چیزی است که شما هستید.

            

دنیا به آیینه بزرگی شباهت دارد. آنچه را که هستید، منعکس می کند. اگر دوستانه و پر مهر و محبت هستید، اگر به دیگران کمک می کنید، دنیا رفتاری دوستانه، محبت آمیز وکمک کننده با شما خواهد داشت. دنیا همان چیزی است که شما هستید.

مهمترین اصل در زندگی انسانی این است که هر چه اغلب به آن فکر کنید، همان می شوید. این اساس دین، فلسفه، متافیزیک، روانشناسی و موفقیت است. دنیای بیرون شما، بازتاب دنیای درون شما است. اگر فکرتان را عوض کنید، می توانید زندگی تان را تغییر دهید. بزرگترین چالش و مسئولیت شما این است که در خود معادل ذهنی ای که می خواهید در بیرون از خود تجربه کنید فراهم آورید. با این کار، تمام قدرتهای ذهنی خود را فعال می کنید و کار می کنید که عالم هستی برای شما و خدمت به شما کار کند. شما سر رشته و کنترل کامل زندگی خود را در دست می گیرید. از هزاران نفر سئوال شده است که در اغلب موارد به چه فکر می کنند. بارها و بارها موفق ترین مردان و زنان جامعه حرف واحدی را تکرار می کنند. آنها اغلب اوقات خود را به این فکر می کنند که چه می خواهند و چگونه می خواهند به این خواسته خود برسند. برعکس، اشخاص نا موفق به آنچه نمی خواهند فکر می کنند. آنها به مسائل و نگرانی ها خود فکر می کنند. به اشخاصی که در زندگی آنها را دوست ندارند فکر می کنند. اما شما اینگونه نیستید. وقتی پیوسته به این فکر می کنید که چه می خواهید و چگونه می خواهید به این خواسته خود برسید، این طرز فکر کردن به زودی عادت شما می شود. وقتی به آنچه می خواهید فکر می کنید و درباره اش حرف می زنید، مثبت تر، هدفمند تر و خلاق تر می شوید. وقتی بدانید به کجا می روید، تبدیل به شخص موثرتری می شوید.

 

● خوش بینی فراگرفته شده

شاید مهمترین کیفیتی که می توانید در خود ایجاد کنید و موفقیت و خوشبختی بیشتری برسید، کیفیت خوش بینی است. باید به این فکر کنید که خوش بینها در اغلب مواقع به چه فکر می کنند و چه کاری انجام می دهند. بر اساس مصاحبه های انجام شده با هزاران انسان شاد و موفق، خوش بینها در زندگی خود از دو قاعده پیروی می کنند. اینها نگرشهای ذهنی هستند که می توانید آنها را بیاموزید.

 

اول، در هر چیز، و بخصوص وقتی با موانع ومشکلات روبه رو می شوید، به جنبه های مثبت آن نظر دارند. مثبت فکر می کنند و همیشه چیزی دستگیرشان می شود.

دوم، خوش از هر مسئله و گرفتاری درس ارزشمندی می گیرند. آنها معتقدند که هر مسئله و گرفتاری برای آن است که درسی از آن بگیرند. آنها پیوسته از خود می پرسند: " من قرار است از این مشکل چه درسی بگیرم؟" و همیشه نکته ای پیدا می کنند.

 

● هفت اقدام برای رسیدن به زندگی با عملکرد عالی

علاوه بر توجه کردن به درسهای ارزشمند، خوس بینها از هفت جهت گیری یا اندیشه عمومی درباره خود و زندگی شان برخوردارند. آنها هفت موضوعی هستند که اغلب به آن فکر میکنند.

 

▪ به آینده فکر کنید

قبل از هر چیز، انسانهای مثبت شاد و آینده نگر هستند. آنها در بیشتر مواقع به آینده فکر می کنند. به این فکر می کنند که به کجا می روند. به این کاری ندارند که در گذشته چه اتفاقی افتاده است. آنها تصویری روشن و هیجان بخش از آنچه برایشان امکان پذیر است، دارند. بر اساس قانون جذابیت، به امید ها و رویاهای آینده خود فکر می کنند و امیدها و رویاهای آینده به سمتشان جذب می شود.

 

▪ به هدفهایتان فکر کنید

دوم، اشخاص مثبت و خوش بخت هدفمدار هستند. آنها در اغلب مواقع درباره هدفهایشان حرف می زنند و فکر می کنند. پس از آنکه پنداره های آتی خود را در نظر مجسم ساختند، آنها را به هدفهای روشنی تبدیل می کنند و همه روزه روی آنها کار می کنند. آنها توجه خود را معطوف و انرژیهای خود را متمرکز می سازند. انها با استفاده از هدفهایشان آینده خود را کنترل می کنند.

 

▪ به بهترینها فکر کنید

سوم، خوشبختها و موفقها به بهترینها فکر میکنند. آنها معتقدند در هر کاری که می کنند در بهترین حد خود ظاهر شوند. سعی دارند در کار و حرفه شان در جمیع ۱۰در صد اول قرار بگیرند. آنها همه روزه روی خود کار میکنن و یک لحظه از بهتر شدن غافل نمی شوند.

 

▪ به راه حل فکر کنید

چهارم، موفقها راه حل گرا هستند. آنها بجای مسئله، به راه حل فکر می کنند. آنها به جای اینکه فکر کنند چه کسی مقصر است، به این فکر می کنند که چه کاری باید انجام شود. آنها از روشهای فکری خلاق برای آزاد کردن خلاقیت های خود و اطرافیانشان استفاده می کنند. آنها هدفهای خود را مسائلی در نظر می گیرند که باید حل و فصل شوند. آنها معتقدند که هر مسئله راه حل منطقی دارد که منتظر آنند حل و فصل شود.

 

▪ به نتایج فکر کنید

پنجم، اشخاص موفق و شاد به شدت نتیجه مدار هستند. آنها همه روزهای خود را به دقت از قبل برنامه ریزی می کنند. برای فعالیتهای خود اولویتهای روشنی در نظر می گیرند و بعد روی هدفها و برنامه هایشان کار می کنند تا به اشخاصی مولد و کار آمد مشهور شوند. از آنجایی که این اشخاص به شدت موثر و کار آمد هستند، کار بیشتری صورت می دهند، سریع تر به جلو قدم بر می دارند و به کار و دنیا یشان اهتمام بیشتری می ورزند.

 

▪ به رشد بیندیشید

ششم، موفقها رشد مدار هستند. آنها پیوسته در حال مطالعه اند، به نوارهای آموزشی گوش می دهند، ویدئو تماشا می کنند و در دوره ها و همایشهای مختلف شرکت می نمایند. آنها می دانند که آینده از آن با صلاحیتهاست، از آن کسانی است که از رقبای خود بیشتر می دانند. می دانند که مسابقه ای در کار است و آنها در این مسابقه حضور دارند. آنها مصمم به پیروزی اند.

 

▪ به عمل فکر کنید

هفتم،و شاید از همه مهمتر، موفقترین اشخاص عمل گرا هستند. به این فکر می کنند که در حال حاضر چه می توانند بکنند تا سریعتر به هدفهایشان برسند. آنها پیوسته در حرکت و تلاش هستند. احساس اضطرار می کنند و در مقایسه با اشخاص عادی و متوسط کار بیشتری صورت می دهند. هر چه کار بیشتری بکنند، نتیجه بهتری می گیرند. هر چه ارزشمندتر بشوند، در آمد بیشتری کسب می کنند.

 

● امکانات شما نا محدود است

ما در عصر طلایی انسانها زندگی می کنیم. امروز در مقایسه با هر زمانی بهتر می توانید به هدفهای خود دست پیدا کنید. می توانید از این مقاله به عنوان یک راهنما استفاده کنید تا در زندگی به سعادت و خوشبختی برسید. به ۱۲ توصیه کلیدی توجه کنید:

 

۱) فکرتان را عوض کنید

آن طور که درباره خود فکر می کنید، آن طور که به قابلیتها و توانمندیهای خود می اندیشید، کیفیت زندگی شما را رقم می زند. خوشبختانه، این خودانگاره آموختنی است. با کنترل کردن کامل کلمات، تصاویر و نقطه نظرهایی که به ذهن خود راه میدهید، کنترل آینده خود را در دست می گیرید.

 

۲) زندگیتان را تغییر دهید

شما با توانمندی ناب متولد می شوید. شما در زمینه های مختلف قابلیتهای فراوان دارید. در نتیجه انتقادات مخرب دوران کودکی ممکن است از شکست، ضرر و زیان، رد شدن و مورد انتقاد قرار گرفتن، بترسید. می توانید به عادتهای مخرب و علیه خود برسید و عقب بمانید. با فاصله گرفتن از این احساسات منفی، شما توانمدیهای خود را آزاد می کنید و زندگی تان را تغییر می دهید.

 

۳) خوابهای بزرگ ببینید

شروع راستین فراهم آوردن آن زندگی که برای شما امکان پذیر است این است که برای خود پنداره ای از مکانی که می خواهید به آن برسید فراهم آورید. فرض را بر این بگذارید که به آنچه در زندگی می خواهید، می توانید دست پیدا کنید. بعد هدفهای واضح و مشخصی در نظر بگیرید، برنامه مفصلی تدارک ببینید و به رویایتان حقیقت ببخشید.

 

۴) تصمیم بگیرید و ثروتمند شوید

از همین امروز تصمیم بگیرید که کنترل امور را در دست بگیرید. کاری را که دیگران کرده اند و به آن رسیده اند، انجام بدهید. دقیقا مشخص کنید می خواهید چه در آمدی داشته باشید، و پیوسته به این میزان در آمد فکر کنید. آنچه را که دیگران کرده اند، شما هم می توانید بکنید.

 

۵) سر رشته امور زندگی خود را در دست بگیرید

شما در زندگی خود یک نیروی خلاق هستید. آنچه که هستید یا خواهید شد، بستگی به این دارد که چه کاری می کنید یا چه کاری نمی کنید. از امروز مصمم شوید که صد در صد مسئولیتهای در قبال خود را بپذیرید. کسی را سرزنش نکنید، عذر و بهانه نیاورید. قدرت شخصی خود را اعمال کنید و کنترل اندیشه، کلمات و اعمال خود را در دست بگیرید. حاکم بر سرنوشت خود گردید.

 

۶) برای رسیدن به سطح بهترینها متعهد شوید

بزرگترین پاداشها و رضایت خاطر نصیب کسانی می شود که در هر کاری که می کنند خوب و عالی هستند. تصمیم بگیرید که در سطح ۱۰ در صد بالای حرفه خود قرار بگیرید. ببینید در کدام یک از مهارتهای کلیدی باید به حد عالی برسید، عملکرد عالی را هدف خود قرار بدهید، برنامه ریزی کنید و بعد همه روزه برای بهتر شدن تلاش کنید.

 

۷) به اشخاص بها دهید

کمیت و کیفیت روابط شما بیش از هر عامل دیگری روی موفقیت و خوشبختی شما اثر می گذارد. سعی کنید روابطی مبتنی بر اعتماد و اطمینان با اشخاصی که در زندگی شما مهمند ایجاد کنید. شبکه سازی کنید تا بر میزان تماسهای خود بیفزایید. با اشخاص موفق و مثبت ارتباط برقرار کنید و همفکری نمایید.

 

۸) مانند یک نابغه فکر کنید

شما در واقع یک ذهن، همراه با یک تن هستید. شما همان اندیشه خود هستید. شما از این توانمندی بر خوردارید که بهتر بیندیشید. وقتی مانند هوشمندترین مردم فکر می کنید، خیلی زود به همان نتایج آنها دست پیدا می کنید.

 

۹) از نیروهای ذهن خود استفاده کنید

ایدها و نقطه نظرها منابع اصلی ثروت بشمار می آیند. هر چه برای رسیدن به هدفهای خود نظرات بیشتری داشته باشید، طبق قانون احتمالات، بیشتر به ایده ای که به شما کمک کند دست پیدا می کنید. توانایی شما در خلق ایده نامحدود است. بنابراین آینده شما هم نا محدود است.

 

۱۰) اندیشه خود را در خدمت بگیرید

راهکارهای اندیشه مهمی وجود دارند. این راهکارها، شیوه هایی هستند که اشخاص موفق درهمه جا از آنها استفاده می کنند. هر یک از این روشهای تحلیل و ارزیابی موقعیت شما می تواند بینش و فراستی در اختیارتان قرار بدهد که چشم انداز شما را در زندگی تغییر بدهد. هر چه ابزار فکری شما بیشتر باشد، زندگی بهتری می توانید برای خود ایجاد کنید.

 

۱۱) آینده خود را خلق کنید

توانایی نگاه کردن به آینده و بعد برداشتن قدمهایی که آینده مورد نظر شما را تامین کند، یکی از علل موفقیت همه مردمان موفق در طی تاریخ بوده است. انسانها موثر زندگی خود را به دقت برنامه ریزی می کنند و مشکلات احتمالی را در نظر می گیرند. در نتیجه در مقایسه با اطرافیان خود، بهتر فکر می کنند و بهتر تصمیم می گیرند.

 

۱۲) عالی زندگی کنید

دنیای پیرامون شما با توجه به دنیای درون شما شکل می گیرد. خشنود ترین و پر در آمد ترین اشخاص در هر زمینه ای در زندگی، کسانی هستند که منش عالی دارند. وقتی زندگی خود را پیرامون دو کیفیت استحکام شخصیت و شجاعت استوار می کنید، همه در ها به رویتان گشوده می شود و شما تبدیل به یک انسان شاد و خوشبخت می شوید. شما اندیشه و زندگی خود را تغییر می دهید.

 

● فقط انجام بدهید!

آمادگی ذهنی شباهت فراوانی به آمادگی جسمانی دارد. به زمان و تلاش فراوان احتیاج دارد تا به این آمادگی دست پیدا کنید. با این حال، این کاری است که فایده اش به زحمتش می ارزد. آن حد و حسابی ندارد.

وقتی روی خودتان کار می کنید تا در درون خویش تصویری برای خاق زندگی مورد نظرتان بسازید، ممکن است در شروع پیشرفت کندی داشته باشید. اما وقتی مداومت به خرج می دهید، وقتی به کار ادامه می دهید، کارهای درست انجام می دهید و از کلمات مناسب استفاده می کنید، دیری نمی پاید که پاداش تلاشهای خود را می گیرید.

برای کاری که می توانید بکنید محدودیتی متصور نیست. محدودیت هر چه هست، چیزی است که شما برای خود قائل می شوید. شما انسانی عالی و با استعداد هستید. بعید است اگر همه تلاشتان را بکنید، به هر خواسته ای که دارید نرسید. راهکار این است که از همین امروز شروع کنید و هرگز از پای ننشینید.

 

نویسنده: برایان تریسی

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 12:31  توسط ؟؟؟  | 

 

غم ره فیقه مالی ئاوا

چونکه زوزو سه ر ئه دات

شادمانی مالی ویران

قه ت به میوانیش نه هات

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 11:47  توسط ؟؟؟  | 

 

 

نگاهی تاريخی به ادبيات گويش جنوبی زبان کردی

 

ادبيات کردی امروز حاصل سرانجام يک ادبيات کهن لفظی است که قرنهاست در بين کرد زبانان رواج داشته. اين ادبيات ديرينه بی تقدير ريشه در شيوه زندگی مردم کرد در کردستان دارد که به سدههای قبل از ظهور اسلام باز می گردد. بخش بزرگی از آثار ادبی کردستان که روايت از چگونگی زندگی مردم و سازگاری محيطی آنها در کردستان داشته بدلايل گوناگون و بيشتر در بحبه تاريخی پر جنب وجوش از بين رفته است.

هرچند گويش گورانی زبان کردی در مناطق گوران و هَورامان از شمار سخنوران آن بشدت کاسته شده اما اين گويش صاحب برخی از کهنترين آثار ريشه ای زبان کردی بطور عام است. گويش گورانی زبان رسمی دربار اميرنشينان کُرد در سده هفتم ميلادی به بعد بوده. حکام امير نشنيی مانند «اردلان» که از نيمه های سده دوازده تا قرن هيجده هم حکمران بخش بزرگی از سرزمين کردستان بوده گويش گورانی را بعنوان زبان اداری فرمانروائی خود بکار برده است. در واقع شايد بدون ارتباط نيست که در اديات کُردی کلمه گورانی به مفهوم آواز و شعر خوانی ادبی نيز بکار برده می شود.

با اين تفاسير کوتاه جای تعجب نيست که باز مانده کهنترين آثار ادبی کُردی در بين گويشهای جنوبی زبان کردی است. کلامهای آئينی يارسان در گويش گورانی کهن و سرودههای باباطاهر همدانی در گويش لکی از سده دهم ميلادی؛ از جمله آثار بجای مانده گنجينه کهن ادبيات نوشتاری کردستان بزبان کُردی هستند. برخی از دست نوشته های باباطاهر تا به امروز در موزه شهر قونيه در کشور ترکيه کماکان بجای مانده است. اشعار باباطاهر بصورت پهلويات امروزه نيز زبان زد پيران آئين يارسان است؛ کما اينکه باباطاهر خود از بزرگان اين آئين بشمار میرود.

از مشاهير ديگر ادبيات کردی مناطق جنوب کردستان میتوان از شاعرانی چون «پَريشان دينوری» از سده چهارم ميلادی، «مصطفی بسارانی» از سده شانزده هم ميلادی، «محمد کندوله ای» از سده هيفده هم ميلادی، «خوان قبادی» از نيمه دوم قرن هيفده هم ميلادی، «سرهنگ الماس خان و ميرزا شرف دينَوَری» از اواسط سده هيجدهم ميلادی، «شيدا هَورامی» از اواخر سده هيفدهم تا نيمه سده هيجده هم و «محمد ولی کرماشانی» از اوايل سده بسيتم ميلادی نام برد.

بايد گفت بدليل نبود يک سيستم آموزشی کُردی بسياری از نوشته های ادبيات کهن کُردی برای کُرد زبانان نا آشنا هستند. از طرفی مايه خوشحاليست که بسياری از دست نوشته ها بجای مانده اند و با تدوين و راه اندازی يک سيستم ملی آموزشی کُردی می توان مکانی ارزنده برای ترويج و تعليم اين آثار در مدارس کُردستان باز کرد.

با اين تاريخ مختصر و آگاهی از وجود يک فرهنگ ادبی غنی در بين گويشهای جنوبی زبان کُردی، پيامدی برای دورانی پر بهاتر در فرهنگ ادبيات نوشتاری جنوب کردستان می گشائيم. شاگردان مشاهيری مانند «پريشان دينوری» در دوران معاصر ما دست بقلم شده اند، که فصلی تازه از ادبيات غنی کُردی را در جنوب کردستان بگشايند.

چند سطری در باره ادبيات معاصر کُردی جنوبی

فرهنگ نوشتاری و چاپ آثار ادبی باهمگاهی تحولات جامعه امروزين بشری با سهولت در جنوب کردستان نيز جای خود را در زندگی مردم گشوده است و هر روزه غنيتر می گردد. بايد گفت که که نياز به تماس بين فرهنگها، حفظ و ترويج هويت ملی و برخی غريضه های انسانی راه گشای آتی نويسندگان معاصر کُرد در جنوب کردستان برای معرفی آثار فرهنگی و ادبی بوده است.

در جند سال گذشته فعاليتهای نويسنده گی به گويشهای جنوبی زبان کُردی در مناطق جنوب کردستان بخصوص در استانهای «مای» (شهر کرماشان)، و کَلُر رو به افزايش نموده است. نويسندگان و شاعران بيش از پيش آثار خود را در قالب مجموعه اشعار بچاپ می رسانند. نويسنده کُرد زبان با پشت گرمی به فرهنگ غنی ادبيات لفظی خود شيوه نگارش را برای پُر کردن ناپيوستگی که زندگی مدرن در گسترش سينه به سينه ادبيات بين نسلها پيش آورده، بکار می گيرد و دَمی تازه به ادبيات غنی گويش کُردی جنوبی می دهد.

همانگونه که اشاره شد، بسياری از آثار ادبيات نوين در يک پروسه قالب گيری هويت برای جايگاه ساختاری خود در جنوب کردستان هستند. آنچه که در اين راستا حائز اهميت است پيشرفت و تکامل اين پروسه ادبی و پذيرش و بهره گيری قشرهای گوناگون جامعه از دست آورد اين رُنسانس در ادبيات جنوب کردستان است. هر روزه به خيل نويسندگان و خوانندگان افزوده می شود و در رده يک داد و ستد ادبی قلم پرداز کُرد زبان آبديده تر می شود. گرچه در حال حاضر اکثريت آثار به شکل مجموعه اشعار و داستانهای کوتاه بچاپ می رسند، اما نياز به گسترش ارتباط، نويسنده را به عرصه های ديگر ادبی نيز کشيده است.

از مجموعه آثار نوين ادبی می توان از اشعار «شامی کرماشانی»، «پَرتو کرماشانی» و آثار نويسندگان ديگر مانند «پرويز بنفشی» و «جليل آهنگر نژاد» نام برد. هر يک از اين آثار بنوبه خود سخن از ارتباط بين ادبيات غنی لفظی و تدابير و قلم پردازی نوين ادبی دارند. همانگونه که «علی رسولی» در مقاله خود؛ نقد و آناليز شعر نوين کُردی جنوب؛ اشاره می کند، "مميزهی بارز اين شعر اين است كه از ظرفيت های ممتاز و بيبديل گويشی فلكلوريك بهره جسته است. كلام در مكالمه و گويش فولكلوريك نغز موجز، مختصر و بسيار ساده است. اين سادگی هم در معنا و هم در واج آرايی جايگاه مهمی دارد. كلام نغز يا فولكلوريك معنای واحدی منتشر ميكند و به نحوی از منظر حسی صادر ميشود و معنای مورد نظر حسی در آن نه استعاری بلكه مجازی است." مقاله بی شک سخن از ادبياتی می راند که در راستای يک پذيرش اجتماعی است، و پلی که ارتباط نويسنده و خواننده را مستحکم کرده است.

نبايد فراموش کرد که يک هويت ادبی تنها در يک قالب معنوی شکل نمی پذيرد، بلکه نياز به قالبی فيزيکی نيز برای درک و همخوانی مشترک هم دارد. بدون شک در نبود يک سيستم الفبای، نوشتاری مشترک و کارا آثار ادبی در يک توهم نگارشی برای خواننده خواهد ماند؛ و نويسنده با دشواريهای بشتری برای تماس با خوانندگان خود روبرو خواهد بود.


 

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 15:59  توسط ؟؟؟  | 

 

به چه دليل سيستم نوشتاري فراگير کردي از نويسهء Ch به جاي C همانند انگليسي يا ç همانند ترکي، کرمانجي و فرانسه استفاده نمي‌کند؟

بنا بر صداشناسي (فونولوژي) زبان انگليسي، نويسهء ”c” براي صداي ”si” تعريف شده است و هنگامي که همراه با نويسهء ”h” مي‌آيد، نويسهء مرکب جديدي ”ch” با يک صداي جديد تشکيل مي‌دهد. همين ترکيب در زبانهاي آلماني، فرانسوي، ايتاليايي و هلندي صداي متفاوتي دارد. اگر نويسهء ”c” در کردي همانند انگليسي تعريف شود، مي‌توان از همان استدلالهاي مرتبط در انگليسي استفاده کرد. اما از آنجايي که مباني آنچنان در نظر گرفته شده‌اند که از جنبهء صداشناسي زبان کردي اين حس به دست آيد که  يادگيرندگان زمينهء آشنايي با هيچ زبان خارجي را ندارند، اين گزينه نمي‌تواند انتخاب درستي باشد. نويسهء ”c” در کد نوشتاري فراگير کردي به عبارتي مي‌تواند همانند ”c” در ايتاليايي مد نظر قرار گيرد، براي کساني که با زبان ايتاليايي آشنايي دارند.
نويسهء  "ç" ، نويسه‌اي استاندارد که تنها با صفحه کليدها همراه است، نمي باشد و همان مشکل مشابه در مورد حروف لام پر مخرج و راي غليظ را ايجاد خواهد کرد. اين نويسه، نويسه‌اي الحاقي در استاندارد ISO-8859-1 است و نيازمند اين است که يک کليد ويژه بر روي تنظيم بندي صفحه کليد ايجاد شود. پيچيدگي کمتر در نويسه‌ها سيستم نوشتاري را براي کاربران آسانتر و دوستانه‌تر خواهد ساخت.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 16:6  توسط ؟؟؟  | 

 

ایل گوران

ایل گوران که یکی از ایلات بزرگ کرمانشاهان است در روستاهای گهواره، نیاران، پل مله کبود، ذهاب، جگیران، کرند، قلعه زنجیر و ... زندگی می‌کنند.  

 

  ایل گوران در گذشته دارای ۸ طایفه به‌نام‌های: گهواره، قلخانی، اَسپَری، قَلخانی بهرامی، تفنگچی، دانیالی، سادات حیدری، بی‌بی‌یان و تبریزی بوده است، ولی امروزه ۴ طایفه بیشتر وجود ندارد که به‌شرح هر یک در زیر می‌پردازیم:  

 

  طایفه بیوه‌نیج 

 

 طایفه بیوه‌نیج یا بیونیژ ناحیه‌ای است در شمال کرند که چادرنشینان این طایفه این اسم را به واسطه داشتن مقدار کافی زمین زراعتی و استقرار تابستانی در آن ناحیه، به خود گرفته‌اند. عشایر بیوه‌نیج در ناحیه گرمسیر خود در دشت ذهاب نیز مقدار کافی زمین زراعتی آبی دارند.  

 

  طایفه چوپانکاره 

 

 مردم طایفه چوپانکاره در گذشته چوپان و گله‌دار بوده‌اند و به همین جهت به چوپانکاره معروف گردیده‌اند و در اطراف قلعه قاضی ساکن شده‌اند. گرمسیر آنان تنگ محام ذهاب، چراگاه کوهستانی کوه‌های گهواره و قلعه قاضی و ییلاق آنان روستای قلعه قاضی است. مردم این طایقه در ناحیه گرمسیر دارای مقداری زمین زراعتی هستند.  

 

  طایفه حیدری 

 

 عشایر طایفه حیدری در حدود ۴۵ - ۵۰ سال پیش چوپان یا کارگر و یا رعیت خانواده سادات حیدری (از مرشدان اهل حق گوران) بوده‌اند، ولی امروزه خود صاحب دام شده و صرفاً به دامداری می‌پردازند.  

 

  محل زمستانی آنها تنگ‌ذهاب، چراگاه بهاره کوه دالاهو و محل تابستانی و ییلاقشان روستای سیوانه است. مردم این طایفه در ییلاق و هم در قشلاق دارای زمین زراعتی هستند.  

 

   طایفه تفنگچی 

 

 مردم طایفه تفنگچی تقریباً در قسمت شمالی گوران زندگی می‌کنند. سرزمین عشایر تفنگچی ناحیه بزرگی است که عشایر در آنجا اسکان یافته‌اند و ییلاق آنان نیز به‌شمار می‌رود و در آنجا مقداری زمین زراعتی آبی و دیمی نیز دارند. در فصل تابستان برای درو و برداشت غلات و چرای پس‌مانده محصولات درو شده به آنجا می‌روند. محل گرمسیری این طایفه، جگیران و میش‌رنگین است. چراگاه بهاره‌شان کوه‌های بنی‌گز و هلول است. تمام قسمت‌های ییلاقی عشایر طایفه تفنگچی و ایل گوران به واسطه دارا بودن خاک بسیار مرغوب، بهترین محل برای احداث باغ و کشت میوه‌های دانه‌ریز و سردسیری است.  

 

 این ناحیه به‌دلیل عدم وجود راه‌های ارتباطی مناسب و زمستان‌های طولانی و بارش برف سنگین و قطع ارتباط ساکنان این ناحیه یا شهرها، از بسیاری پیشرفت‌هائی که نصیب نواحی همجوار گردیده، بی‌بهره مانده است .

 

ايل سنجابى 

 

 از ايلات مهم باختران ظاهراً يک قرن و نيم پيش از به‌هم پيوستن تيره‌هائى که از فارس، عراق و لرستان مهاجرت کرده بودند، تشکيل شده است. بيشتر افراد اين ايل که زمانى بين ماهيدشت در غرب باختران (کرمانشاهان و زهاب در مرز ايران و عراق، ييلاق و قشلاق کردند، اينک در ماهيدشت و دهستان سنجابى اسلام‌آباد اسکان يافته‌اند، و يا در مسافت‌هاى کوتاه کوچ مى‌کنند. با اين‌حال عده‌اى از افراد ايل، کوچ تا زهاب را ادامه مى‌دهند و يا در آن حوالى به کشت و زرع و دامدارى مى‌پردازند. تيره‌هاى مهم سنجابى داليان، چلابى (چالاوي) و خرده دستجه ذکر شده‌اند. لهجهٔ برخى از تيره‌ها و طوايف ايل با لهجهٔ اصلى سنجابى تفاوت دارد از آن جمله تيره‌هاى پيرعلى و بولي.  

 

   ايل گوران 

 

 که در اصل طايفهٔ قلخانى را نيز در برمى‌گرفت در حوالى گهواره در دهستان گوران سکونت دارد و از ايلات بسيار قديمى منطقه مى‌باشد. اين ايل امروز روز به طوايف بيونيژ که بين شمال کرند و زهاب ييلاق قشلاق مى‌کنند، چوپانکاره که بيشتر آنها در اطراف قلعه قاضى ساکن شده‌اند، حيدرى که بين سياوانه در شمال کرند و تنگ‌زهاب کوچ مى‌کنند و تفنگچى که در شمال دهستان گوران تخته‌قاپو شده‌اند، تقسيم مى‌شود. افراد اين ايل عموماً از اهل حق مى‌باشند. و گويا در اصل کرد نيستند. قلخانى امروزه به‌صورت ايل مستقل درآمده و در دهستانى به‌همين نام در شمال بخش کرند سکونت دارد.  

 

   ايل کلهر 

 

 از ايلات بزرگ باختران (کرمانشاهان) است. قسمت اعظم ايل در اين استان ساکن شده و يا در درون آن ييلاق و قشلاق مى‌کند. تنها بخش کوچکى به منطقهٔ مهران و دهلران در ايلام کوچ مى‌کند. تقسيمات ايل را تحت اين عنوان‌ها ذکر مى‌کنند: تيرهٔ چنار و کنار، طايفه‌هاى منطقهٔ حسن‌آباد (در ۴۰ کيلومترى جنوب‌غربى شهر باختران)، تيرهٔ ماهيدشت، طايفه‌هاى خارجى که کلهر خالص نيستند و احتمالاً از پشتکوه (ايلام) و خوزستان آمده‌اند و ديگر طايفه‌ها.  

 

  مجموعهٔ ايل‌هاى کرند از چند ايل کوچک که بيشتر جدا شده از ايلات ديگر هستند تشکيل شده است: باباجانى و جاف گندم‌بان که از ثلاث آمده‌اند، سيمانى گاسور و جوز که اصلاً از گوران (اهل حق) هستند، کلاه پهن که منسوب به کلهر مى‌باشند و حبيبه‌وند که از پشتکوه مهاجرت کرده‌اند.  

 

 حضور ايلات کرد و لک و لر ديگر چون جليلوند (دردينور)، جمير (=جمور)، ترکاشوند و زوله (که سه ايل اخير ميان همدان و باختران از سوئى و نواحى مهران و دهلران در ايلام از سوى ديگرر و حتى گاهى تا خوزستان نيز کوچ مى‌کنند) هم در باختران گزارش شده است.  

 

 ايلام يا پشتکوه نيز از مناطق تمرکز ايلات کرد، لک و نيز از لر مى‌باشد. اين طوايف چنان در هم آميخته‌اند که تشخيص آنها آسان نيست [کيهان: ۴۶۵]. ايلات کرد اين استان در آبدانان، زرين‌آباد، و قسمت‌هائى از دهلران و موسيان و مهران سکونت دارند و عبارتند از جايروند، ممسى‌وند، کل‌کوه، قائد خرده، ديناروند و دستعليوند و ايلات مهم کرد و لر شامل ارکوازي، ملکشاهي، گچي، شوهان، خزل، بيجنوند، هندميني، عليشيروان، ميشخاص، و غيره. علاوه بر اينها، ايلات ديگرى مانند زنگنه، زوله، کلهر، و جمير و بيرانوند از همدان، باختران و لرستان به اين استان کوچ مى‌کنند.  

   دربارهٔ ايلات استان کردستان اطلاعات زيادى در دست نيست. بيشتر اين ايلات اسکان يافته‌اند و اگر هم کوچ کنند، مسافت‌هاى کوتاهى را مى‌پيمايند.  

   در اطراف سنندج و مريوان ايلات و طوايف گوناگونى گزارش شده‌اند از جمله کوماسى که در دهستانى به همين نام در شرق مريوان سکونت دارند؛ محل استقرار ايل کلاترزان (کلانترزان) بين کوماسى و سنندج مى‌باشد و دو طايفهٔ کشکى و کمانگر در کامياران در جنوب سنندج به‌سر مى‌برند. طوايف کهنه‌پوش و کانى سانانى نيز در مريوان تخته‌قاپو شده‌اند. طايفهٔ سلطانى از طوايف اورامان در اورامان تخت واقع در جنوب مريوان استقرار دارند.  

   ايلات و طوايف سقز نيز بسيار متنوع مى‌باشند، از آن جمله: گورگ سقز که با گورگ سردشت و مهاباد (آذربايجان‌غربي) مربوط هستند. فيض‌اله بيگي، تيله‌کوه (تيلکو)، کلالي، کلهر، اردلان، وکيلى قباغلو، ده بکرى سقز، سرشيوسقز، خورخوره و گورهٔ قلعه ديواني، جاف سقز نيز با طوايف خود، ميکائيلى و شاطرى و تيرخالى و اسماعيل غديرى و غيره در دهستان‌هاى سرشيو سقز، و خورخوره و تيلکو مستقر مى‌باشد و از بخش مرادى (در برابر جوانرودي) ايل جاف محسوب مى‌شود. طوايف احمدى لطف‌اله بيگي، شهيدى و بهرام بيگى از ايلات اطراف بانه ذکر شده‌اند.  

 

 

 دامنهٔ عشاير کرد تا آذربايجان غربى امتداد مى‌يابد. ايل بلباس شامل طوايف منگور، پيران و مامش در حوالى شهرستان پيرانشهر و بخشى از شهرستان مهاباد پراکنده است. اين عشاير عملاً اسکان يافته‌اند و تعليف گوسفندان خود را در مراتع مجاور محل سکونت غالباً به‌صورت عمودى و گاهى در دشت به‌صورت افقى انجام مى‌دهند.  

   ايلات مکرى و ده‌بکرى در شهرستان مهاباد (ساوج بلاغ پيشين) در محال شهر ويران، آختاچي، بهى و گورک مکرى هستند. در شهرستان سردشت ايلات گورک در دهستان‌هاى شمالى و تيره‌هاى ملکاري، آلان، برياجى و غيره از ايل سوسنى در غرب و جنوب آن سکونت گزيده‌اند. ايل هرکى در دهستان‌هاى ترگوردشت و مرگور ييلاق و قشلاق مى‌کنند. ايل معروف شکاک در غرب درياچهٔ اروميه در مرز ايران و ترکيه در برادوست و صوماى مستقر مى‌باشد. زرزا و قره‌پاپاق در حوالى اشنويه و سادات در حوالى دشت و منگور ذکر شده‌اند. ايل ميلان که گاهى به‌عنوان يکى از دو تيرهٔ ايل جلالى (تيرهٔ ديگر به قزلباش معروف است) ذکر مى‌شود اگر هم اصلاً کرد بوده باشد، ظاهراً امروزه بيشتر ترک‌زبان است. اين ايل در اطراف ماکو استقرار يافته است.  

   در زمان صفويه برخى از عشاير کرد به شمال خراسان کوچانده شدند و امروز روز طوايف گوناگون آنها از سرخس در انتهاء شرقى خراسن تا پاسگاه مرزى چات در گرگان مستقر مى‌باشند. از بازمندگان اين عشاير دو ايل مهم يکى زغفرانلو است که از طوايف متعدد چون کيکانلو بيچرانلو، سيفکانلو، عمارلو و غيره تشکيل شده و ديگر ايل شادلو که عشاير ديوانلو، بارزانلو و قراچورلو (با قره‌چولو) منسوب به آن است. عدهٔ زيادى از ايل عمارلو به جنوب‌شرقى رودبار استان گيلان کوچانده شده‌اند [پور کريم ۱۳۴۸: ۳۰ ـ ۲۳؛ توحدى ۱۳۵۹].  

 

 سه طايفه از ايل خمسه به نام‌هاى ايتانلو، بهارلو و نفر ترک‌زبان‌ هستند. اين طوايف از يک قرن پيش به اين طرف در نواحى شرقى استان به‌کلى اسکان يافته يا در ايلات ديگر مستحيل شده‌اند.  

 

 عشاير ايلسون (شاهسون) شامل گيکلو، عيسى‌لو، قوجابيگلو، حاجى خوجالو (يا حاجى خواجه) مغانلو و غيره از ايلات مهم ترک‌زبان هستند، در زمان صفويه از قزلباش بودند. سرزمين اين ايل امروزه در شمال آذربايجان‌شرقى از اردبيل تا مرز ايران و اتحاد جماهير شوروى سابق است. ايلسون‌هاى اطراف مشکين‌شهر هنوز بين دامنه‌هاى کوه سبلان و دشت مغان کوچ مى‌کنند. برخى از تيره‌هاى ايلسون به نام بغدادى و اينالو در حوالى ساوه، قم و قزوين استقرار يافته‌اند. ايل اينالوى خمسه فارس را نيز اصلاً از عشاير ايلسون دانسته‌اند .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 21:9  توسط ؟؟؟  | 

 

تاریخ و اقوام مختلف.

 

بررسي جامع تاريخ و فرهنگ و جغرافياي ايران را در دوران ماد مي توان به اعتباري مشكل ترين و پيچيده ترين بخش از دورانهاي تاريخي اين سرزمين به شمار آورد. وجود نظريه پردازيهاي پژوهشگران مختلف كه هر يك در زمينه أي خاص ، چون زبان شناسي ، نژادشناسي ، دين شناسي و… صاحب نظر بوده و از ديدگاه خود با موضوع برخورد كرده اند از يك سو ، و نيز نظرات پژوهشگراني كه كار خود را متوجه بخشهاي خاصي از مجموعه جامعه ايران هزاره اول ق.م. ، مانند ايلاميان ، ماناييها ، اورارتوها و يا تمدنها و دولتهاي همجوار چون آشور و بابل ساخته اند ، از سوي ديگر عامل موثر در ايجاد پيچيدگي و دشواري مسير پژوهش گرديده است . اين پيچيدگي بدان جهت است كه عمده اين پژوهشگران كوشيده اند تا هر چه بيشتر بر موضوع مورد نظر خود تاكيد كنند و با مرزبنديهاي بسيار مستحكم ، به هر بخش به عنوان واحدي مستقل در تمامي ابعاد بنگرند . عجيب آنكه با ورود به دوران هخامنشي ، اين نحوه برخورد به ميزان غير قابل تصوري دگرگون گرديده و با نگاهي جامع و فراگير به آن برخورد شده است .
اما ، با توجه به اينكه دانش باستان شناسي در اين مورد بيشتر و بهتر از علومديگر مي تواند اظهار نظر كند ، در كل بررسيهاي اين دوران باستان شناسي نقش عمده و اساسي بر عهده ندارد.

منابع نوشته كهن مربوط به دوران ماد ، به زبانهاي گوناگون مانند بابلي ، آشوري ، ايلامي ، اورارتويي ، پارسي باستان ، اوستايي ، ارمني قديم ، عبري قديم ، يوناني ، لاتيني ، آرامي و … مي باشند كه به دليل تنوع آنها ، و مشكلات فراوان در خواندن كامل برخي از اين زبانها و انجام نگرفتن يك بررسي تطبيقي بر روي آنها نمي توان بهره لازم را از اين منابع گرفت . از سوي ديگر ، در نوشته هاي آشوري با توجه به همجواري آن سرزمين با ايران در دوران ماد و تعداد فراوان كتيبه هاي به جاي مانده در آن زبان كه به اعتباري بايد بيشترين اطلاعات را درباره اين دوران در برداشته باشند ، از سال سي ام قرن هفتم پيش از ميلاد به بعد هيچ چيز درباره ماده ها وجود ندارد .
در ميان نوشته هاي مختلف ، بيش ازهمه رساله مختصر هرودوت است كه با وجود همه ايرادهاي وارد بر آن، آگاهيهاي قابل ملاحظه اي درباره مادها به دست مي دهد، به ويژه درباره دوران مهم شكل گيري و گسترش آن دولت يعني زماني كه منابع آشوري آن را مسكوت گذارده اند .
در قرنهاي آغازين هزاره اول پيش از ميلاد تا زمان استقرار دولت قدرتمند ماد در دهه آخر قرن هفتم ق.م. در بخش وسيعي از شمال ، غرب ، جنوب غربي و قسمتي از جنوب فلات ايران ، با نام قومها و دولتهايي چون مانايي ها ، سكاها ، كاسپي ها ، اورارتوها ، كاسي ، ايلاميها ، سومريها ، پارسها و … برميخوريم كه در جريان درگيريهاي منطقه غرب فلات ايران بين خود و يا با آشوريها – به عنوان حكومتهاي منطقه اي و قومها و طايفه هاي قدرتمند – حضوري فعال داشته اند . در همان هزاره اول ق.م. برخي از اين قومها را با نامهاي ديگري كه از پيشينه اي بسيار كهن در منطقه برخوردار بودند ، مي خواندند ، چنانكه " اورارتوييان" و مردم ماننا ، ماد را " گوتي " مي ناميدند .
گوتي ها در كنار لولوبي ها ، ميتانيها ، ايلاميها ، كاسي ها و كاسپي ها از جمله ساكنان كهن فلات به شمار مي رفته اند كه با نام و آثار آنان از هزاره سوم پيش از ميلاد ، در منطقه آشنا هستيم .
 براي شناخت جامع فرهنگ و تمدن دوران ماد كه تاثيري بنيادين بر دورانهاي بعد و به ويژه عهد هخامنشيان گذارده است ، آگاهي بر وضع اين اقوام و دولتهاي منطقه اي گريز ناپذير مي باشد . به ويژه آنكه گروهي از تاريخ نويسان بر حسب گرايشهاي خاص خود درباره اصل و منشاء هر يك از اين قومها و منطقه حكمروايي، زبان و تمدن و رويدادهاي مربوط به آنان ، به گونه اي مطلب را عنوان كرده اند كه خواننده بدون توجه به موقعيت جغرافيايي آنان و وسعت حوزه اقتدارشان چنان مي پندارد كه هر يك به صورت جزيره اي جدا از ديگران و با اصل و منشئي متفاوت ، صاحب فرهنگ و تمدني از ريشه
ويژه و مستقل بودنده اند. وليكن در اصل، عمده آنان اقوامي بوده اند كه در منطقه هايي نه چندان وسيع – در مجاورت هم – هر يك در زير چتر قدرتهاي سياسي قومي و قبيله اي خود – توانسته بودند حكومتهاي محلي كوچك يا متوسطي را تشكيل دهند .
شكي نيست كه قدرتهاي چون ايلامي ها، كاسي ها و ميتاني ها در طي دوراني طولاني از توانمنديهاي فراوان سياسي و تمدني شكوفا برخوردار بوده اند . چنانكه اورارتوها از حدود 900 ق.م. نزديك به سه سده توفيق يافتند كه به مرحله ايجاد يك دولت مطرح با آثاري ارزشمند در منطقه برسند و با نيرويي چون آشور، درگير شوند .
 حال، با اين مقدمه جا دارد تا مرور كوتاهي بر چگونگي حضور و زندگي و پيوندهاي برخي از اين اقوام نامدار منطقه داشته باشيم . اقوامي كه از آخر سده هفتم ق.م. به بعد ، از وحدت و اجتماع آنان گسترده ترين و مقتدرترين دولت زمان به نام دولت ماد پديدار گشت . دولتي كه مهرف فرهنگ و تمدني شكوفا ، با برخورداري از يكدستيها ، هماهنگيها و پيوندهاي چشمگير است .

لولوبي

لولوبي ها در بخش وسيعي از بالاي رود دياله تا درياچه اورميه اسقرار داشتند ، كه در كتيبه هاي آشوري از ناحيه حكمراني آنان ، با نام "زاموا" ياد شده است . آنان از هزاره دوم ق.م. از اين قوم كهن ترين نقش بر جسته ايران در سر پل زهاب پديدآمده است كه به نام نقش " آنوباني ني" معروف است .
از مهمترين ويژگيهاي اين نقش ، تصوير اولين نفر از شش شخصيت كنده شده در زير تصوير است كه لباس و كلاه آن به طور كامل همان است كه در نقش برجسته هاي تخت جمشيد ، شخصيتها و افسران مادي در بردارند . به عبارت ديگر، در طول نزديك به دو هزار سال ، فرهنگ بخش وسيعي از فلات در زمينه هنر پوشاك ، تداوم داشته است .

گوتي ها

گوتي نام مرداني بوده است كه در همان هزاره سوم و دوم پيش از ميلاد در شرق و شمال غربي منطقه سكونت لولوبي ها ( در منطقه آذربايجان و كردستان ) مي زيسته اند . از اين مردم ، نقش برجسته معروف " هورين شيخان " در بالاي رودخانه دياله شناخته شده است كه تركيب و موضوع صحنه ، شباهت بسيار به نقش كنده " آنوباني ني " داشته و حدود زماني آنها نيز ، به هم نزديك دانسته شده است . از ديگر آثار مربوط به گوتي ها ، سر مجسمه مفرغي به دست آمده در همدان است كه آن را به يكي از شاهان گوتي در حدود سده هاي پاياني هزاره دوم ق.م. نسبت داده اند . از نظر انسان شناسي ، ريخت چهره اين مجسمه و تصوير كماندار هورين شيخان را " كسون " با تيپ كردان منطقه زاگرس و " ا.ت.آمي " انسان شناس فرانسوي با آذربايجانيان و " ژرژكنتنو" با كاسي ها يكسان ديده اند .

ميتاني ها

اين قوم در هزاره دوم ق.م. در قسمت غرب فلات ، از موقعيت برجسته اي برخوردار بوده و در حدود 1500ق.م. دولتي قدرتمند كه از درياي مديترانه تا كوههاي غربي آذربايجان و زاگرس امتداد داشته است، تشكيل مي دادند . سپس ، آنان شمال بين النهرين را نيز به سرزمين خود پيوند دادند .
نخست ، پايتخت آنان شهر واشوگاني (
Vashuganni ) در محل راس عين ( در خابور امروزي ) بود . سپس به آرپخا ( Arrapkha ) در كركوك انتقال يافت . ميتاني ها را آريايي دانسته اند .
يك دسته از اقوام هند و اروپايي كه ظاهرا" بيشتر آنان از افراد جنگجو بودند ، از قفقاز عبور كردند و تا انحناي بزرگ شط فرات پيش راندند . اين عده با هوريان ( بوميان آن ناحيه كه قومي از اصل آزياني بودند ) ممزوج شدند و پادشاهي ميتاني را تشكيل دادند . اين دسته ، محل سكونت خود را تا بين النهرين شمالي توسعه دادند و آشور را محدود كردند و مساكن قوم گوتي را نيز ( كه در دوره هاي شمالي زاگرس واقع بود ) به قلمرو خويش افزودند. همچنين ، مصر را متحد گردانيدند و مقتدرترين فراعنه ، با دختران پادشاهي ميتاني ازدواج كردند. ميتاني ها نه فقط از نظر قدرت سياسي و نظامي ، بلكه از نظر سامان دهي اوضاع اجتماعي و تدوين قوانين نيز، از موقعيت چشمگيري برخوردار بودند . متنهاي حقوقي به دست آمده از " نوزي " يا " يورگان تپه " (
Urgantepe  ) در جنوب غربي كركوك درباره قوانين مربوطه به زناشويي ، بچه دار بودن يا نبودن ، هبه و واگذاري اموال ، ارث و قوانين كيفري و مجازاتها و مذهب آنان ، اطلاعات جالبي در اختيار مي گذارد.

كاسي ها

از حدود هزاره سوم ق.م. به بعد ، اين مردم به اعتباري ، نخست در زمينهاي جنوب غربي درياي كاسپين ( خزر ) و بعد در دامنه هاي سلسله زاگرس ، ساكن بودنده اند. مردم ناحيه لرستان كنوني را بازماندگان كاسي ها مي دانند. در نوشته هاي عاشوري ، از آنان با نام " كاسي" ( Kassi ) ياد شده است. نام هگمتانه يا همدان را آشوريها پيش از دوران مادها " كار- كاسي" به معني شهركاسيان مي ناميدند . همچنين ، نام شهرهاي قزوين و كاشان و درياي كاسپين را بر گرفته از نام اين قوم مي دانند.

وسعت منطقه حضور كاسي ها در بخشهاي غربي فلات ، تا همدان امتداد داشته است . كاسيان در برخي از نواحي "ماد آينده" سكونت گزيده و به احتمال قوي ، نواحي مزبور به وجهي استوار جزو قلمرو دولت كاسي شده است . زيرا ، آثار نقاط مسكوني كاسيان در نواحي دور دست ماد نيز تا هزاره اول پيش از ميلاد محفوظ مانده و عنصر نژادي كاسي در حدود جنوب غربي ماد به طور قابل ملاحظه اي انتشار يافته است .
درباره نژاد كاسي ها و پيوندشان با آرياييها، نظرات مختلفي وجود دارد . برخي ، آنان را " آريايي" و برخي ديگر " آزياني" گفته اند . توده جمعيت ( كاسي ) كه در اصل آسيايي بودند، در آغاز هزاره دوم ق.م. به توسط هند و اروپاييان كه حكومتي اشرافي و نظامي با جمعيت اندك تشكيل داده مجاز شدند كه خود را در ميان طبقه حاكم جاي دهند .
همچنين ، از نام بعضي خدايان كاسي پيداست كه ارتباط خاصي ميان آنان و نژاد هند و اروپايي وجود داشته است .

اورارتوها

در سده هاي آخرين هزاره ق.م. نيز با نام پرآوازه حكومتها و اقوامي در غرب فلات و منطقه اي كه بعد مركز عمده دولت بزرگ ماد را تشكيل دادند، برخورد مي كنيم كه همه در جريان يك رويداد مهم تاريخي دنياي كهن ، از دهه آخر قرن هفتم پيش از ميلاد به بعد ، با نام دولت و تمدن ماد به زندگي خود ادامه داده اند. عمده آنان عبارت بودند از : اورارتوها ، مانايي ها ، سكاها و سيمري ها . از اين چهار گروه ، اورارتوها از نظر تشكل سياسي و سازماندهي به صورت يك دولت و به جاي گذاردن آثار تمدني ، به ويژه معماري ، از ديگران شرايط ممتازتري داشته اند . اين دولت در حدود سده نهم ق.م. از اتحاد تعدادي از طايفه ها در پيرامون درياچه وان با مركزي به نام " توشيا " سامان گرفت . در زمانهاي بعد ، از يك سو تا درياچه وان و از سوي جنوب تا حوضه هاي رودخانه هاي دجله و بخش بالاي فرات و گه گاه بخش هايي از آذربايجان كنوني را در برداشت .
زبان اورارتويي را از گروه زبانهاي " آسياني " دانسته اند كه با زبان " هوريها " همگروه بوده است . مهمترين ايزد آنان " خالدي " نام داشت . اورارتوها در كار معماري ، فلزكاري و ايجاد كانالهاي آبياري توانمنديهاي بسيار داشتند . ساكنان سرزمين اورارتو در شكل بخشيدن به هنر دوران ماد و سپس هخامنشي ،چون ديگر اقوام ساكن فلات نقش موثري را بر عهده داشته اند . دولت اورارتو ، در آغاز دهه آخر قرن هفتم پيش از ميلاد به اطاعت اتحاديه مادها در آمد .

مانايي ها

مانايي ها از اقوام صاحب نام و نشاني بودند كه در ناحيه ماد آتروپاتن يا آذربايجان كنونی، در سده هاي نخستين هزاره اول پيش از ميلاد تا زماني كه جزيي از دولت بزرگ ماد گرديدند، از جمله دولتهاي منطقه اي به شمار مي رفتند. ويژگيهاي قومي جامعه مانايي را چنين دانسته اند : مقارن هزاره نخست ، مخلوطي از طوايف مهاجر و بومي – قفقازي و آريايي – به نام ماناي در نواحي جنوب شرقي درياچه اورميه تا حدود جنوب غربي خزر ، به خصوص بين حدود مراغه تا بوكان و سقز امروزي سكونت داشتند .
بيشتر پژوهشگران برآنند كه مانايي ها شامل اتحاداي از طوايف منطقه بودند و خود از گذشته جزئي از سازمانهاي حكومتي لولوبي – گوتي را تشكيل مي دادند . آنان با پيروزي بر ديگر اتحاديه هاي منطقه، دولت مانا را پايه گذاري كردند . آشوريها به طور بي امان ، در فرصتهاي مختلف براي حمله و غارت ، به سرزمين مانا حمله مي بردند و در هر يورش در پي ويرانگري خود ، جمعي را به اسارت مي گرفتند كه حضور صنعتگران و هنرمندان مانايي در ميان آنان، غنيمتي گرانبها براي آشوريان به شمار مي رفت. آنان از وجود اين اسرا در كار رونق شهرهاي آشور ، به ويژه نينوا بهره مي جستند . ميان مانايي ها و اورارتوها نيز با وجود پيوندهاي بسيار نزديك فرهنگي ، بر سر گسترش منطقه نفوذ سياسي درگيريهايي وجود داشت .
مانايي ها ، هم از نظر اقتصادي ، هم از نظر آفرينش آثار هنري ، صاحب توان و رشد فرهنگي والايي بودند . به همين دليل ، در زمان ايجاد حكومت قدرتمند ماد ، سرزمين مانا به اعتباري قلب و مهمترين كانون فرهنگ و تمدن امپراتوري را در بر گرفت .
مسلما
ً ماناي پيشين ، مركز اقتصادي و فرهنگي حكومت ماد بود . اين ناحيه از ديگر نواحي ماد از لحاظ اقتصادي پررونق تر بود و در آن ، آبادترين كشتزارها و بيشه ها وجود داشت .
مبناي اقتصاد مانا را دامپروري و گله داري تشكيل مي داد . مانايي ها در خلق آثار هنري ، در زمينه معماري و فلزكاري وسفالگري و به ويژه آثار تزيين طلا و آجرهاي نقش دار ، از اعتبار و هنروالايي برخوردار بودند . تاكنون ، در سه محل با انجام كاوشهاي باستان شناسي آثار با ارزشي كه به نام مانايي شهرت دارد به دست آمده است . اين سه محل ، عبارت اند از : زيويه ، حسنلو وقلايچي . قلعه زيويه در 54 كيلومتري جنوب شرقي سقز و در شمال روستايي به همين نام ، حسنلو در 9 كيلومتري شمال شرقي نقده و 12 كيلومتري جنوب غربي درياچه اوروميه و قلايچي در حومه بوكان واقع شده اند.
آثار هنري پرارزش و مشهور به دست آمده در زيويه و حسنلو ، از نظر نشان دادن پيشرفتهاي خيره كننده فرهنگ و تمدن فلات ايران در هزاره اول ق.م. داراي اهميتي بنيادين هستند . كاوشهاي انجام شده چند سال اخير در قلايچي و به دست آمدن بنايي كه به احتمال نيايشگاه مردم منطقه بوده است ، از نظر بيان ارزشهاي هنر معماري ، از جمله كاربرد آجرهاي نقش دار گوناگون، حكايت از تواناييهاي آفرينش هنري ساكنان بخش غربي ايران در هزاره اول ق.م. دارد. در حقيقت ، اين شيوه را از تمدن كهن تري در فلات، ( ايلاميان ) به ارث برده و آن را به اوج شكوفايي رسانده بودند .
دولت مانا دردهه نخست سده هفتم ق.م. جزئي از دولت بزرگ ماد به شمار مي رفت . دو گروه ديگر يعني سكاها و سيمري ها از نظر نژادي و زباني ، با مادها از يك بن و ريشه بودند . در حال حاضر با توجه به اطلاعات كمي كه در دست داريم ، غير ممكن است بتوانيم مادي ها را از سكايي ها و سيمري ها جدا نماييم . زيرا فرهنگ و تمدن اين اقوام كاملا" به هم بستگي داشته است . اين عقيده را هر تسفلد پس از مطالعه نقوش برجسته تخت جمشيد اظهار كرد و از آن دفاع نموده ، ولي امروزه ما با كمال اطمينان مي توانيم آن را بيان كنيم .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 10:1  توسط ؟؟؟  | 

زبان لری

بنا به گفته ای پارسی میانه آنچنان از میان نرفته که هیچ گونه نام و نشانی از خود در زبان پارسی نو که زبان کنونی مردم ایران است بجایی نگذاشته باشد .

در تایید این گفتار باید یادآور شد که امروزه مردمانی با فرهنگی بسیار کهن و پرمایه و خردمندانی سترگ بنام لر در سرزمینی که محل سکونت اجداد باستانی آنان از هزاران سال پیش بوده زندگی می کنند . و هنوز که هنوز است با زبان و لهجه پارسی میانه ( پهلوی ) یا همان زبان دورانهای اشکانیان و ساسانیان با هم گفتگو می کنند . با همان زبانی که پیشینیانشان از صدها سال پیش بوسیله آن با یکدیگرگفتگو و ارتباط برقرار می کرده اند.

همان زبانی که سرآغاز دوستی ها و همکاریهای بزرگی بوده ، که به بر جای گذاردن این همه ماندگارهای کهن و گرانبهاء و پر ارزش - هنری ، فرهنگی ، ادبی و ... که مایه مباهات و افتخار و سرافرازی و سربلندی ما هستند - انجامیده است .

این کوچکترین هیچگونه ادعای در زمینه آگاهی آنچنانی بر دانشهای مانند زبان شناسی ، باستان شناسی و ... ندارم . اما این گفته بزرگان و دانشمندانی است که موی را در آسیاب پژوهش سپید کرده اند . ولی در اینجا اینجانب تنها بر آنم که از دهها تشابه واژگانی میان زبان لری امروزی و زبان پهلوی گذشته وجود دارد . اندکی را در حد توانم و به مرور برای شما عرضه دارم . چه شاید سندی برتر از این نمیشود ارائه کرد ، جز واژگانی از این زبان و گویش تاریخی و کهن .

باشد تا دشمنان نادان و دیوسیرت ایران و فرهنگ ایرانی بدانند تا خون ایرانی در رگهایی مردمان این دیار ( ایران ) هست این مرز کهن و بوم باستانی(ایران) و فرهنگ پشتوانه دارش به این سادگیها از بین نخواهد رفت . و از سویی توجه دوستداران ایران و فرهنگ ایرانی را به این نکته جلب کنم که ، با دیدی تیز بینانه و موشکاف می توان از گوشه و کنار ایران یادمانهای زنده و پویایی از زندگی پر از سربلندی گذشتگانمان به دست بیاوریم و با گسترش تا جوانان و نوجوانان این قوم بزرگ (لرها ) و سرزمین باستانی (همچون سایر نقاط ایران ) و دیگر اقوام محترم و گرامی و بزرگ ایران بدانند که از چه نسل ، ریشه و تباری هستند - و پیشینیانشان در سایه تلاش و کوشش خود چه روزگاربا شکوهی داشته اند . - و همچون نیاکان خود ایران را دوباره – اما با رنگی امروزی - به آن بزرگی و سروری فرهنگی ، هنری ، مادی و .... پیشترهایش برسانند .

 حرف

 تلفظ

 Z

ژ 

 z

 ز

x

خ

   

 حرف

 تلفظ

 A

 آ

زبر(فتحه

 

 

فارسی

گفتش

لری

خوراک- دم پخت

Ash

آش

آسیاب -آسیا

Asiy-Aow

آسیاو

//

asiy-Aow

اسیآو

آرام

Arem

آرم

شکم

eshkam

اشکم

اقبال

baxt

بخت

اشک

aser

اسر

خارپشت

ZeZO

ژژو

پارسال

pAr

پار

پرچین

parchi

پرچی

پادشاه

pAteshA

پاتشاه

پریروز

pariyr

پریر

خورشید

xvar

خور

خواهر

xo-ar

خور

درخت

dAr

دار

عقاب

dAl

دال

دوشیدن

doxteh

دوخته

عدد 2

du

دو

جنگل -درختان انبوه

razou

رزو

بی پوشش -عریان

rout

روت

//

riyt

ریت

زن

Zan

ژن

سهميه - ترس

sam

سم

سرخ

sour

سور

 عدد 6

shash

شش

کنار-زیربغل

kash

کش

گرد-غبار

gart

گرت

گردش

gasht

گشت

تپه

gar

گر

نوعی طالبی

garmak

گرمک

عقده - گره

ge-rye

گری

حفره -دره

gour

گور

عريان - لخت

lutak

لوتک

باد

vAy

وای

شوهر

mira

میره

//

mirak

میرک

درخت مورد

mort

مورت

پرييدن - پرش

vAz

واز

تن - سينه - کنار- بر

var

ور

بره

vark

ورک

خاطر - یاد

viyr

ویر

گراز

ve-rAz

وراز

عدد 1000

hazAr

هزار

عادت - خوی

houk

هوک

هست

hiy

هی

گذاشتن

hiyshteh

هیشته

عدد 1

yak

یک

   

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 16:57  توسط ؟؟؟  | 

زبان لکی از زبانهای رایج در غرب ایران است که در مناطقی که مردمان لک ساکن هستند رواج دارد. لکی در میان مردمان ساکن لکستان یا در جنوب نواحی کرد نشین ایران (در قسمت‌هایی از کرمانشاه و ایلام) و نواحی سردسیر شمال و شمال غربی استان لرستان رایج است و حدود یک میلیون نفر[۱] (۲۰۰۲ میلادی) از مردمان این مناطق به آن سخن می‌گویند. لک‌زبانان از نظر قومیت زیر گروه اقوام لر محسوب می‌شوند.

محل زندگی گویشوران

حوزه گسترش گویش لکی عبارت‌ است از:

۱- بخش چغلوندی یا هرو در شرق.

۲- شهرستان سلسله یا الشتر در شمال شرقی.

۳- شهرستان دلفان یا نورآباد لرستان در شمال غربی.

۴- بخش کونانی در شهرستان کوهدشت در جنوب با طایفه هایی همچون اتیوند، اولادقباد، آزادبخت، گراوند و شاهیوند.

0-                      شرق استان های کرمانشاه و ایلام مانند شهرهای هرسین، دینور و دره شهر.

بخش چغلوندی یکی از بخش‌های شهرستان خرم‌آباد در استان لرستان ایران است. این بخش دارای دهستانهای زیر است:

o                                دهستان بیرانوند شمالی

o                                دهستان بیرانوند جنوبی

جمعیت

بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت بخش چغلوندی در سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۱۴۶۵ نفر بوده است که از این میان ۵۸۵۲ نفر مرد و بقیه زن بوده اند. این بخش ۲۴۶۵ خانوار دارد[۱].

واژگان

زبان لکی از لحاظ ساختار زبانی و اشتراکات واژگانی تشابهاتی با زبانهای فارسی، کردی و لری دارد. ۷۰٪ واژگان لکی و فارسی، ۷۸٪ واژگان لکی و لرستانی (خرم‌آباد) و ۶۹٪ واژگان لکی و لری شمالی یکسان هستند.[۲]

ادبیات

از ویژگی‌های لکی، داشتن فرهنگ غنی مکتوب است.

برخی آثار سرایندگان لک در تذکره به همت مرحوم اسفندیارخان غضنفری تحت عنوان "گلزار ادب لرستان" گردآوری شده است. شاعران برجسته‌ای از حوزه کولیوند (الشتر) مانند ملا پریشان، ملا منوچهر و ملا حف‌علی و اخیرا رضا حسنوند و عزیز بیرانوند(خم گرین) شعر‌هایی به این زبان سروده‌اند.

از دیگر آثار مکتوب می‌‌توان به سروده‌های اهل حق نظیر: کلام خان الماس، نامه سرانجام، هفتوانه پهلویانه عسگری عالم و خم گرین عزیز بیرانوند اشاره کرد. دیگر اثر مشهور شاهنامه لکی است که اخیرا انتشارات اساطیر آن را منتشر کرده است

لَک قومی است ساکن غرب ایران. لکها به زبان‌های لکی و فارسی سخن می‌گویند.[۱] جمعیت آن‌ها حدود یک میلیون نفر[۲] (۲۰۰۲ میلادی) است.

سکونتگاه

لک‌هاشعبه‌ای از قوم لر هستند که در استان‌های ایلام و کرمانشاه و لرستان و قزوین و همدان و تهران و خراسان ساکنند. لک‌ها همچنین یکی از اقوام ساکن در عراق هستند.

مردم لک در پی مهاجرت‌ها در بیرون از منطقه لک‌نشین زاگرس نیز یافت می‌شوند. برای نمونه روستای لکستان در آذربایجان شرقی و عده‌ای از ساکنان میانکاله و روستای زاغ مرز از توابع بهشهر مازندران خود را لک می‌دانند چهاردولی‌های شهرستان شاهین‌دژ نیز شباهت به این قوم دارند.

لک‌ها همچنین در شهرهای الشتر، نورآباد، کوهدشت، هرسین، کنگاور، صحنه، شیروان، چرداول، دره شهر، آبدانان، تویسرکان، نهاوند، کرمانشاه و خرم آباد ساکنند. همچنین در عراق در خانقین کرکوک وبدره وموصل ساکنند.لک‌ها شعبه‌ای از قوم لر هستند که به زبان لکی که یکی از گویشهای لری شمالی است تکلم می‌کنند

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 16:47  توسط ؟؟؟  | 

ريشه در خاك فرهنگ كردي

نگاه و نظر به تجربه ي نوين شعر كردي كلهري (كرمانشاني)

له‌تيه‌لي روته‌ل ئيواره‌ي بي‌په‌لامار/هناي/ولات ـ سروكور/گوش‌ته‌كني/له‌ده‌نگ كه‌س مه‌زانه‌يل ...

»نه‌رمه‌واران/يي‌شو اگر بچيدن /وه‌سقانم بنيوسم/سه مجموعه‌ي شعر از جليل آهنگرنژاد، رضا موزوني وصلا‌ح‌الدين قره‌تپه به زبان وگويش زيباي كردي كلهري منتشر شده‌اند.هر متن شعر، از نظر نشانه شناسي حاوي يك شكل و از نظر معنا شناسي داراي چندين شكل است.

بنابر قولي از سوي استروس»زبان خود انساني است، خردمندي را دارا است و ما از آن چيزي نمي‌دانيم«.يك ساختار زباني حامل خودآگاه و ناخودآگاه رواني فردي و روان جمعي يك قوم است.

اين امر دردوره باستاني زيستن ويا حيات جزيره‌اي قوم‌ها بسيار صادق است و زمينه‌هاي بكر زندگي وزبان در ميان قوم بسيار حائز اهميت است.

علم نوپاي زبانشناسي با آنكه پرسش‌هايش زياداست به پاسخ‌هاي اندكي رسيده است.آن نشانه‌هاي ناب تر زباني ميراث بزرگي تلقي ميگردند كه ما را به گذشته‌ي تاريخي خويش ارجاع ميدهند.نظريه‌‌ي سوسوريا ويتگنشتاين او پدر علم زبانشناسي بخش كوچكي از اين سپهر ديرينه‌ي وسيع وعميق زباني را تشكيل ميدهند زيرا واژگان پديد آورنده‌ي زبان يك قوم حامل آرزوها و ايده‌ها، رنج‌ها و شاديها، احساس‌ها و انديشه‌ها و باورها و خيالات آن قوم دربستر پر تلاطم تاريخ هستند.

تلاش‌هاي زندگي اقوام بزرگ تاريخ اين خصال و تمينات ذاتي انسانها را به مصه‌ي ظهوررسانده است.ما هم اقوام را وهم»خويشتن خويش«را ازخلال اين نشانه‌ها مي‌شناسيم.هر نشانه‌اي زباني چه در تلقي اعتباري ويا قراردادي شكلي واحد ازچند حرف است هر حرف يك آوا و يا چند حرف آوا است.

همانطوركه هر حرفي بخشي از يك كلمه است به طبع بخشي از يك معنا را نيزد ر بر مي گيرد.اما كلمه كه تشكيل مي شود،از درون مناسبات معنوي چند شكلي بدست مي آيد.كلمه مجرد،تنها و ناب نيست،زيرا اشياعيني و ذهني مجرد،تنها و بدون ارتباط نيستند.دراينجا از تجريد صرفا جدايي و قطع ارتباط استنتاج مي گردد.ذهن اوليه و حتي مستمر و تاريخي هيچ قومي كلمه و اسم را بدون ارتباط و همشناسي با ديگر اسم ها و كلمه ها پديد نياورده است.ويژگي دروني،مستقل و خودانگيخته واژه بواسطه چند ارتباط شكل مي گيرد.تصورات و ذهني كه پيرامون يك كلمه شكل مي گيرد بدون قرابت ارتباطي نيست.تصورات و معاني متعدداز همين ارتباط خلق

مي گردد.سروه= آهنگ ملامي گوش نواز،نسيم روح افزا و صبحگاهي،صداي آرام گامهاي غريب،نوازش نسيم بر سطح پوست بدن والي آخر.با عطف به اين مبحث زبان كردي كلهري بكر ودست نخورده ي درآن فضاي جزيره اي ايلي و عشيره اي از نظر تصوير سازي ومعنا شناسي غني و از وسع بالا و عمق و ژرفا برخوردار است .هر واژه ي اين متن فرهنگي واگويه اي پر طنين،چند پژواكي هماهنگ وهارمونيك و بسيار پر معني است.متاسفانه بسياري از اين زبانهاي پر تلالو درعصر ما غريب افتاده اند. ريشه ي انسانها فرهنگ است. اقوام و ملت هاي كهنسال مانند درختان ديرينه عمرريشه در خاك حاصلخيزفرهنگ خود فرو برده و بر ديرينه سالي و نوزايي در اندام و شاخه هاي خود مي افزايند.اين پرسش ناشيانه و ناشايست مطرح شده:كه زبان كردي كلهري دورانش دارد سپري مي شود؟‍

همچنين بيماري خاك و خون پرستي به ماهيت اصيل فرهنگ ها وزبانها تحميل شده است.توده هاي مردم در طول تاريخ هرگز ابتلاي به اين بيماري پيدا نكرده اند.فرهنگ ميراثي گرانبهاست.ارزش آن به اندازه زندگي مردماني است كه در يك فرايند تاريخي آن را ساخته و با آن زيسته اند. فرهنگ باستاني كه از مجموعه ي فرهنگ هاي قومي تشكيل شده است،يك فرهنگ كامل است.اين فرهنگ در يك تكوين واستمرار ظرفيت دورانيش به شكل خاصي كامل شده است.

دردوره اي ديگر نه اينكه نابود بشود بلكه دچار نوزايي اساسي قرارمي گيرد .بدون ارجاع به داده هاي فرهنگي هيچ تحولي درتاريخ بشر صورت نگرفته است.حال ماحصل گذشته است و بخشي ازكار كرد يك فرهنگ به حساب مي آيد،گذشته ريشه ي آينده است و بر اساس آرمانها و ايده هاي كلي موجود در فرهنگ گذشته و آينده بوقوع مي پيوندد.واژه و پارادايم هايي از قبيل عدالت،آزادي،حق، درست كاري،راستگويي،عقل،علم،انديشه،تلاش و پايمردي درفرهنگ اقوام جا خوش كرده اند.همين جهت هاي كلي خالق،ذات بشر آينده را مي سازند و حال رامتحول مي گردانند.زيرا واژه ها منشوري و چند وجهي وپُر معنا هستند.فرهنگ وگستره ي عظيم آن (زبان)سنگواره ي متقاطع و پلكاني زمان را بهم مي ريزد.

نشانه هاي اسطوره اي،مذهبي،علمي و اعتقادي و فكري موجود درفرهنگ بشري در عمق اقيانوس زندگي هستند و هر بار به گونه اي نو توليد حيات مي نمايند.فرهنگ،تاريخ و فرا تاريخ،عين و ذهن،حال و آينده ي يك قوم است و دريك گذشته ي تاريخي از پيكره عظيم زيست بشري منفك نمي گردد.فرهنگ شناس ها و زبان شناس ها در دالانهاي هزار توي اين اقيانوس عظيم سرگردان بوده و خواهند بود.مانند خاك است كه ما همه چيز براي حيات خود از آن مي گيريم و بي مقدارش مي پنداريم.شعر مولود متعالي فرهنگ و زبان است،عالي ترين كالاي معنوي اين كارگاه سازنده است.

هنرمندان فرزندان فرهنگ خويش هستند. اگر در يك اثر آثاري از فرهنگ صاحب اثر كمتر اعتبار يافته آن اثر از وجه اعتباري خودكاسته است .شاعر ونويسنده درسرزمين وسيع فرهنگ بيشتر بال افشاني مي كند و آزادتر است،او به فضاهاي بكر فرهنگ سر مي زند و از هواهاي تنفس نشده ي آن درون ريه را تازه مي كند شعر آهنگرنژاد،موزوني،قره تپه يا هر فرد ديگري باز توليدخودآگاه و ناخودآگاه يا فرهنگ است شعر هويت يابي وهويت خواهي انساني در جستجوي اعصار و بسوي يك فضاي فرا عصري است،نشانه ي بلوغ و رشد انديشه وانسان است هر چه تاريخ رو به جلو مي آيد انسان بالغ تر مي گردد.

انسان بالغ خواهان بازشناسي،بازسازي هويت بيروني ودروني خويش است.در اين بستر سازنده شعر پيش قراول است كتاب موزوني حاوي نوعي بازيابي هويتي و شاعرانه است.گاه مي كوشد به قلمرو بازشناسي نقبي بزند.قره تپه نيز چنين كاري مي كند منتها نگاه موزوني به گذشته نزديكتر است و او از طريق حس و همنشيني حسي به آن گذشته نزديك مي شود.اما قره تپه با عنايت به شنيده هايي كه از گذشته دارد بگونه ي دلخواه خود آن را تصوير مي نمايد. نه موزوني و نه قره تپه هيچكدام طالب نوعي تحول سه پله اي درشعر نيستند و آهنگر نژاد با يك پرش مي كوشد درمرحله سوم درشعر خود فرهنگ را بازسازي كند.آهنگرنژاد به اندازه موزوني تعلق خاطر به بازيابي گذشته ندارد .اما بيگانگي او با گذشته به اندازه قره تپه نيست.هر سه شاعر به بازشناسي گذشته روي نمي آورند

لذا درنگاه موزوني گذشته عزيز و دلچسب،درنگاه قره تپه همه چيز تلخ ودرنگاه آهنگرنژاد حال تلخ و آينده،اميد بخش است درمتد شناسي و روش شناسي فرهنگي،فرهنگ،باستان كلي گرا است و همه چيز به يك نمونه ي مطلق،كامل و استعلايي ارجاع داده ميشود.حال آنكه فرهنگ مدرن با شكستن اين نگاه متولد ميشود. عنوان كتاب موزوني حسي،مفتون و جان آگاه است .~يي شو اگر بچيدن، تداعي گر كوچ و هجرت يك عزيز كه از طريق حس هاي زيبا ودست نخورده وصله ي تن شده ماننده رابطه اسطوره اي اوركيده و گيل گمش،مولانا و شمس،شاكه و خان منصور ...دنياي حس و درانسانهاي حسي رابطه ي عيني و ذهن كاوشگر،شكاك،تلخ،تعارض برانگيز ومتناقض نما نيست اين رابطه فاقد ديالكيتك است و غرق در همنشيني و همدلي است.دربرخورد باتعينات و واقعيات

حس هاي متفاوت به دو شكل علاقه و تنفر به منصه ي ظهور ميرسند.بيان ساده موزوني كه امانتدار يك ميراث است،در اوج بي تكلفي با غلبه احساس هرنوع دوآليسم و دوگانگي را به يگانگي مي نشاند. اين است كه حس وحدت گرايانه موزوني درمورد هر چه متعلق به ~~»ئه‌وسا« يا گذاشته است زيبا و خوشايند مي باشد. تضاد و دو آليسم

عصري و زندگي در تقابل»ئه‌وسا«گذشته و»ئيسا«حال بدست مي آيد.موزوني نوعي حال گريزي دارد و از آينده مغفول مي ماند.زندگي آرام و زيباي ايلي عشيره اي جاي خود را به زندگي تاراج گرفعلي وشهري كه مكان بيگانه ها است داده است.درنگاه شعر موزوني گذشته حامل امنيت روحي و رواني،همگرايي و دوستي،جانفشاني و فداكاري و صفا و صميميت است درآن فضا حريم ها امن هستند و انسانها عزيز و ارجمند مي باشند.درزندگي انسان امروزي اين حلقه هاي اساسي حيات مفقود شده اند ويك فضاي بي روح( بدون اينكه موزوني قادر به شناسايي اين دو فضا باشد)كاملاً اقتصادي و مادي بر همه چيز سايه افكنده است البته در كليت جامعه ما به اين فضا دچار شده و اين تنها مشكل موزوني نيست.»دلم تو اي چيوئه‌و ساله بان وه ربنيشم/ له پاي گه‌پ شه‌وه‌ويل دايه گه‌وه‌ر بنيشم«اين گذشته زيبا است.

»ئه ي رووژناي نيه زانم ئرا نيه چي وه مالم«حال ديگر تاريك و تلخ است اين نگاه موزوني و اپسگر نيست گذشته را خوب بازيابي مي كند،نوعي نوستا لوژاي يكطرفه است. اين زندگي متلون چه كم دارد؟اين همه فيلم و سريال وسرگرمي ،چرا دلچسب نيستند،چرا ما از طريق دماغي با تحولات همخواني داريم و دل آدمها با اين زندگي نيست؟

آن قصه هاي خيالي ساده،نقاليها،زانو به زانوي همنشستن،فضا از هوهوي سماور مسي پُر شدن نوعي ذهنيت جمعي و روح عاطفي و احساس بر مخيله ها مي نشاند، صميميت و صداقت ايجاد مي كند،آرامش وامنيت دروني ببار مي آورد .متن زندگي امروزي از اين حال هوا خالي است. از نظر عقلاني وهنري بشر امروزي با اين درگيري مواجه است. علوم نظري متعدد باچنين چالش بزرگي درگير هستند، هنردر اين متن پوچي و بي معنايي وسياهي مي بيند .هنرمند دل ودماغش مانندهدايت تلخ وسياه است. آهنگرنژاد در قلاكه يوانو اينگونه است.او باتوسل به استعاره وكنايه به تشريح و يا تاويل اين فضا مي پردازد.»ئه‌وسواره له ي ولاته بي خه و ه‌ربه وتابچيم«اين توصيف تلخ با زاميدش همان فضاي پر اميد موزوني است.»تاوه هاركسمه زان له يره ور به وتا بچيم«.باز فضاي تلخ»له يلي يه يل كه و سووار دلخوه شي له ي هووزه چين« موزوني در فضا سازي شعر»ژان ناديار«با آهنگرنژادهمصدااست!»گوله گوله‌م گو‌له‌م خوسه‌و خه‌م هه‌له‌ت هه‌له‌ت په‌ژارم«،»گه‌ل گه‌ل گو‌له‌يل كه‌لمه‌س بي كه‌س چريوسيانه«نمونه هاي ارجاعي درفرهنگ كردي كلهري ازاين دست بدون دخل و تصرف شاعران امروزي بسيار موجود است.آهنگرنژاد جسارت نوآوري بخرج داده اما فضاي ذهنيش باستاني است در شعر قره تپه نه آن فضاي حسي شعر موزوني موجود است و نه اين فضاي نو آورانه شعر آهنگرنژاد.نه عصيان گونگي نوستالوژيك موزوني دارد و نه جسارت نيمه مدرن آهنگرنژاد»هه ر نيمه روان - هناي خه و كه فيده ديه كه - ريچه ر مي كوكني له مالا درايدو ...«اميد است كه شاعر ما با بازيابي و بازشناسي گذشته و حال نگاهي آينده نگر داشته باشد.

سقز

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 10:52  توسط ؟؟؟  |