کاروانسرای تاجوانچی سقز
کاروانسرای تاجوانچی تکه ای چروک خورده از شناسنامه سقز
در خاطرات نوستالوژیک دوران کودکی بسیاری از ما، به گونه هایی تصاویر مبهمی از کاروانسرای تاجوانچی در بافت تاریخی سقز به یادگار مانده است. این تصاویر گاهی توأم است با غروری عجیب در درون احساس خوب سقزی بودنمان. احساسی که چند نسل با آن زندگی کرده اند، بازنشستگان و کهنسالان دل سوخته آثار تاریخی هم از روزهای خوش این کاروانسرا حکایت ها در سینه دارند. در آرشیوهای میراث فرهنگی سقز این کاروانسرا اینگونه توصیف شده است: کاروانسرای تاجوانچی(سرای اتحاد)در ضلع غربی حمام حاج صالح سقز بقایای کاروانسرایی قدیمی قرار دارد که اکنون بخشهایی ازضلع شمالی آن باقی مانده است. طرح آن شامل یک حیاط مستطیل شکل با آب نمایی در وسط و ردیف حجره هایی بوده که تعدادی از آنها هنوز موجود است ساختمان سرا در دو طبقه بنا شده بود دارای ستونهای استوانه ای آجری و پایه ستونهای مربعی آجری و ردیف قوسهای نیم دایره و تنگ گذاری به صورت دیوار باربر در فضای نیمه باز مشرف به داخل حیاط است و همچنین طبقه فوقانی دارای ردیف ستونهای چوبی سبک معماری منطقه شمال غرب ایران بوده است.(آرشیو میراث فرهنگی)

کاروانسرا در سالهای دور
در برخی از اسناد، تاریخ افتتاح این کاروانسرا را سال 1290 هجری-شمسی و در اواخر دوران قاجاریه ذکر شده کرده اند. آنطور که در مستندات تاریخی آمده تاجران معتبر ایرانی و عثمانی تا اوایل دوره ی رضاشاه که مصادف و همزمان با پایان امپراطوری عثمانی و آغاز جمهوری مصطفی کمال در ترکیه بوده در مراکز تجاری ایران از جمله سقز به داد و ستد می پرداختند.
اما در حال حاضر این بازار کهن ویرانه ای بیش نیست که مأمنی گشته برای مواد فروشان و معتادان و مملو از زباله و نخاله. ضمناً وجود مغازه ها و دستفروشانی که به کهنه فروشی و مرغ فروشی مشغول اند، قلب شهر را به دخمه هایی تبدیل کرده اند که دل هر شهروند سقزی را به درد می آورد. پرسش مهم این است که تا چه زمانی باید دست روی دست گذاشت و ویران شدن یادگار پدران تاجر خود را نظاره گر باشیم. تا چه زمانی باید منتظر باشیم تا شاید از ما بهتران یا موجوداتی از کرات دیگر ناگهان در شهرمان ظهور کرده و سامان دهند همان هایی که ما نتوانستیم ساماندهی نماییم. آنچه تا بحال ثابت شده این است که هيچكس گاري ما را به قطاري تبديل نخواهد کرد و هيچ كس منتظر مهلت خميازه ما نيست و هيچ كس منتظر خواب ما نيست كه به پايان برسد.
آری میراث پدران ما را یهودی ها آمدند و بردند و یادگارهای به یغمار رفته ما توسط آنها، اکنون در موزه های اروپا و اسراییل غاصب خاک می خورند، اگر آنها آنچه که متعلق به ملت ماست بردند و خوردند، باید منصفانه باشد که کاروانسرای به جا مانده از آنها هم نصیب سقز و سقزی هایی شود و این مکان تاریخی بازسازی شده و در نهایت جهت تبدیل آن به آثار ملی تلاش نمود.
ضمناً مالکیت این کاروانسرا متعلق به خانواده های حسنی، وثوقی و تاجوانچی است، شکل گیری این مجموعه نتیجه اتحاد سه خانواده مذکور است و شاید به همین دلیل به آن سرای اتحاد هم می گویند. هرچند پس از رفتن یهودی ها سهم یهودی ها از این بخش بازار به دولت رسیده است. و مطابق شنیده ها این سهم را حدود شش ماه قبلی فردی به قیمت حدود 370 میلیون تومان خریداری کرده است.
مثل اینکه در سالهای گذشته هم تفاهم نامه ای در فرمانداری سقز منعقد شده است که مقرر گردیده بازار 30 درصد، شهرداری40 درصد و میراث فرهنگی 30 درصد هزینه ها را بصورت مشارکتی بپردازند تا این کاروانسرا بصورت سنتی بازسازی گردد. هرچند پیش نیاز این کار تفکیک ملک مذکور است تا ثبت ملی صورت پذیرد و میراث فرهنگی بتواند در آن هزینه نماید. شایان ذکر است چون این سرا در بافت تاریخی شهر است تبدیل کردن آن بر طبق خواسته مالکین به پاساژ غیر ممکن خواهد بود. لذا بدینوسیله اعضای دوره چهارم شورای شهر و شهرداری سقز آمادگی خود را برای هرگونه همکاری جهت بازسازی و احیا اعلام می نمایند.










زندگی مبارزه ای است سخت و پایان ناپذیر ، برای حفظ و بازیابی ارزشهای انسانی و بازتعریف آنها، در جهانی که به شدت نیاز به دگردیسی عمیقی در ساختار طبقاتی آن و به رسمیت شناختن حقوقهای پایمال شده دارد. اگرچه تجدید ساختار سرمایه داری عواقب جدیدی را باخود به همراه آورده است، اما بغیر از مبارزه برای نیل به تغییر و تحولات مورد نظر بر علیه این وضعیت هیچ راه گریزی نیست.