کردها
پرچم حکومت خودگردان کوردستان؛ این پرچم در کلیه نواحی کوردنشین خاورمیانه موسوم به کوردستان بزرگ توسط کوردهای ملی گرا بر افراشته می شود.
کوردها یکی از تیرههای کهن ایرانی هستند که در باختر آسیا (خاورمیانه) و در بخش باختری فلات ایران زندگی میکنند. سرزمینی که کوردها در آن زندگی می کنند کوردستان نام دارد و در بین جهار کشور ترکیه، عراق، ایران و سوریه تقسیم شده است. کوردها بخش اصلی بازماندگان مادها هستند و به زبان کوردی، مربوط به شاخه شمال باختری زبانهای ایرانی سخن می گویند.
کوردهای ایران در قسمت های غربی و شمال غربی ساکن هستند. از مهم ترین شهرهای کردنشین ایران می توان مهاباد، سنندج، کرمانشاه، ایلام، سقز، بوکان. مریوان، سردشت، پیرانشهر، اشنویه و بانه و... را نام برد.
جمعیت و پراکندگی
کوردستان
به علت اینکه آمارگیری دقیقی از جمعیت کوردها انجام نگرفته تمام آمارهای ارائه شده تخمینی می باشند. بنا به برآوردهای غیررسمی جمعیت و مساحت این منطقه به طور تقرییبی 30 میلیون نفر در محیطی به وسعت 190000 کیلو متر مربع می باشد. برخی جمعیت و مساحت آن را 40 میلیون نفر در محیطی به وسعت کشور فرانسه (km² 543 965) تخمین می زنند.
اگر این برآوردها درست باشد میتوان گفت که هم اینک کوردها بزرگترین گروه زبانی بدون دولت مستقل هستند. کوردها در مکانی زندگی میکنند که به آن کوردستان میگویند و اکنون این منطقه در بین کشورهای ایران، ترکیه، عراق، سوریه و ارمنستان واقع است.
ناحیه زیست کوردها عمدتا کوهستانی است که از خاور به وسیله دامنه های شرقی کوه های زاگرس به دریاچه ارومیه منتهی میشود. از این قسمت به طرف جنوب و حد فاصل همدان و سنندج امتداد می یابد. در طرف جنوب هم بعد از دور زدن کرمانشاه و کرکوک به موصل ختم می شود. از شمال به طرف ماردین , ویران شار و اورفه امتداد یافته , آن گاه از شمال به طرف ملاطیه و حوزه رود فرات میرود تا به کمالیه میرسد. در قسمت های شمالی کوردستان محدود به کوهستانهای مرگان داغ و هارال داغ است که به طرف ارزنجان و ارزروم امتداد یافته و تا کوههای آرارات پیشرفته که مرز طبیعی بین ترک ها در شمال و کوردها در جنوب به شمار میرود.البته بسیارند کوردهایی که در خارج از این محدوده بیان شده زندگی می کنند اما در آن مناطق در اقلیت هستند. مناطق کوردها اگر چه کوهستانی است اما همین مناطق کوهستانی دارای دره های وسیع و حاصلخیزی نیز می باشد . کوههای این منطقه در زمستانها پوشیده از برف است و در تابستانها با آب شدن برفها به مانند فرشی سبز رنگ از زیباترین مناطق دیدنی جهان می شود . چراگاههای آن که در دورانهای دور پرورش دهنده اسب های مادی بوده اند امروزه نیز برای چرای گوسفندهای عشایر و ایلات کورد از اهمیت به سزایی برخوردارند. به طور کلی از بدو تاریخ کوه های بالای میانرودان مسکن و جایگاه مردمی بوده است که با امپراطوری های جلگه ها یعنی امپراطوری های بابل و آشور و گاه آنها را شکست می داده اند .
تعریف کورد
تعاریف گوناگونی از مفهوم کرد ارائه شده است. تا دورهای نه چندان دور مردمی که به زبان کوردی کرمانجی (زبان اکثر کوردها) سخن میگویند و در آناتولی ساکن هستند خود را کرمانج مینامیدند و نام کورد در میان ایشان رواج نداشت. مردمی که به زبان زازا صحبت میکنند یعنی زبانی که برای دیگر کردها زیاد قابل فهم نیست نیز بر دو دستهاند برخی خود را کورد معرفی میکنند و برخی خود را دارای هویت قومی متفاوتی میدانند. شرفالدین بدلیسی حدود کوردستان را در روزگار صفوی و در کتاب شرف نامه خود با افزودن ولایت لرستان یک جا ذکر می کند و در شرفنامه سرزمین لرستان و قوم لر را با کوردها یکی می شمارد.
برخی هم مانند ملامصطفی بارزانی تنها احساس کورد بودن را برای کورد نامیده شدن کافی دانستهاند.
زبان
کرمانجی که اکثر کوردها در (ترکیه, ایران , عراق و سوریه) با آن صحبت می کنند زبان ادبی و نیمه رسمی به شمار می رود و در کشور عراق از زمان اشغال قوای انگلیس تا کنون در مدارس تدریس میشود خود به دو بخش تقسیم می شود:
کرمانجی شمالی یا اصطلاحا کرمانجی
کرمانجی جنوبی یا اصطلاحا سورانی
اکثر کوردها (حدود 90%) با یکی از دو لهجه فوق صحبت می کنند.
گویش های اورامی و گورانی (که در اطراف کرمانشاه بدان صحبت می شود و زبان شاعران بوده است) و نیز زازا (که در قسمت کوچکی از کوردستان ترکیه بدان تکلم می شود) می باشند.
گویش های کرمانشاهی، کلهری، کلیایی، پیروندی، لکی، فیلی (و یا پهلی) نیز در قسمت جنوبی کوردستان بدان ها تکلم می شود.
تاریخ باستان
کوردها از تبار ایرانی و بخش اصلی بازماندگان قوم ایرانی ماد هستند. مادهای آریایی پس از ورود به زاگرس اقوام بومی آنجا یعنی کاسیها و لولوبیها (در لرستان) و دیگر اقوام آسیانی را در خود حل کرد و زبان ایرانی خود را در منطقه رواج کامل داد.
در کتیبه های سومری 2000سال قبل از میلاد از کشوری به نام « کاردا» نام برده شده است . این اقوام همان قومی بودند که به گفته گزنفون مورخ یونانی را را بر تیگلاث پیلسر شاه آشور که با قبایل گورتی در حال جنگ بود بستند و لشکر کشی او را به سوی دریای مدیترانه متوقف ساختند گزنفون این قوم را کاردو مینامد. بنا بر نوشته های تاریخ نویسان و جغرافی دانان عرب , از قبیل بالاهوری , طبری و ابن اثیر قبایلی که بعدا به نام کورد شناخته شدند بیشتر نواحی شرقی رود بوتان و سواحل شمالی دجله را تا نواحی جزیره (جزیره ابن عمر) متصرف شدند. از لحاظ مذهبی اکثریت کوردها اهل تسنن هستند . تقریبا اکثر مردم کرمانشاه نیز شیعه میباشند . البته در بین کوردها نزدیک به 50 هزار خانوار و شاید بشتر یزیدیانی هستند علاوه بر این گروهی نیز که به علی اللهی ( علی الهی) معروفند نیز در بین کردها هستند که امام علی را خدا میدانند.
کوردها پیش از اسلام
برخی منابع از قبیل نولدکه (NOLDKE 1897 ) آورده اند که طوایف کوردی که در نواحی مرکزی و جنوب ایران وجود داشتند در خلال دوره شاهنشاهی ساسانی به علت فتوحات ایران و حرکت جمعیت به طرف شمال غربی مهاجرت کرده و در سرزمین کردو (KURDU ) ساکن شده و با کوردهای آنجا مخلوط شده اند و نام آنها را قبول کرده اند این مردم که قبلا به نام مرتی ها شناخته میشدند در جنگهای مداوم ساسانیان و اشکانیان )پارت ها) و همچنین رومی های بیزانسی شرکت داشته اند و از طرفی دیگر گاهی با ایران و گاهی بار روم و گاهی با هردو در جنگ بوده اند. اینان در قرن چهارم میلادی از طرف رومی ها به نام کرچخ شناخته میشدند.بر حسب سرزمین و لهجه های محلی کردهای قدیمی نام های کاردوخ (KARDUKH ) و کاردیخ (KARDIKH ) که سکنه و بومیان آن بوده اند بر این مردم اطلاق شده است . به موجب تاریخ شرفنامه بدلیسی , قدیمی ترین قبایل کرد باجناوی ها و بوتی ها هستند که این نام ها به دلیل سرزمین باجان و بوتان بر انه نهاده شده است.
تاریخ کورد پس از اسلام
حدود سالهای 1910 پوست پاره ی کهنه ای در کاوشهای روستای «هزارمیرد» استان سلیمانیه به دست آمد که در آن چهار بند سرود به زبان کردی سره و با خط پهلوی نوشته شده است. این چهار بند چامه که به نام هرمزگان نامیده شده ،یادآور حمله تازیان به سرزمین کوردستان و کشت و کشتار آنان است. برابر داوری دانشمندان ، این نوشته از همان آغاز هجوم تازیان است.این چامه ی آتشینِ کردی که دل را به جوش و خروش می آورد و مایه ی اندوه می شود، دورنمای آن روزگار را به خوبی نشان می دهد:
"هورمزگان ره مان، ئاتران کوژان
ویشان شارده وه گه وره گه وره کان
زورکاری ئارب کردنه خاپوور
گنائی پاله هه تا شاره زوور
شه ن و که نیکا وه دیل بشینا
مه رد ئازا تلیاوه رووی هوینا
ره وشتی زه رده شت مانووه بی که س
بزیکا و نیکا هورمزد و هیچ که س."
ترجمه به فارسی:
معابد ویران و آتش ها خاموش شدند
بزرگ بزرگان خود را مخفی نمود
عرب ظالم ویران کردند
روستای کارگرها را تا «شهرزور»
زنان و دختران را به بردگی بردند
مردان دلیر در خون غلتیدند
آیین زرتشت بی سرپرست ماند
دیگر اهورامزدا به هیچکس ترحم نکرد...
با آغاز حملات اعراب مسلمان به رهبری عمربن خطاب در سالهای (634-642 ) نواحی اربیل , موصل و نصیبین را که نواحی کردنشین بودند به تصرف مسلمانان درآمد بعد از عمربن خطاب , در دوره جانشین وی عثمان ابن عفان نیز مناطق شمالی کوردها و مناطق قفقاز به تصرف درآمد که عدم دخالت مسلمانان در نحوه زندگی و نوید ازادی و برابری که در دین اسلام بود باعث شد تا و کوردها به دین اسلام بگروند و مسلمان شوند.در همین ایام روسای کورد در حالی که میکوشیدند اقتدار خود را حفظ کنند در فتوحات مسلمین شرکت فعال داشتند. در دوره عباسیان که به کمک سردار ایرانی ابومسلم خراسانی و ایرانیان به خلافت رسیدند به علت رقابت امین و مامون پسران هارون الرشید قدرت خلفا در نواحی کوردستان تضعیف شد در این زمان لفظ کورد کم کم برای توصیف نژادی قبایل ایرانی که با سامی ها و ارمنی های اختلاط کرده بودند به کار رفت . همزمان با روی کار آمدن ترکان سلجوقی و پادشاهی سلطان سنجر برای اولین بار ایالتی به نام کوردستان تاسیس گردید. به گفته مرحوم رشید یاسمی در کتاب کورد و پیوستگی نژادی , حمدالله مستوفی در کتاب نزهةالقلوب در سال 740 هجری نخستین کسی بود که اسم کوردستان و شانزده ایلات آن را آورده است. او اورده است : کوردستان و آن شانزده ولایت است و حدودش به ولایات عرب و خوزستان و عراق عجم و اذربایجان و دیار بکر پیوسته است. آلانی , الیشتر , بهار , خفتیان , دربند , تاج خاتون , دربند رنگی , دزبیل , دینور , سلطان اباد , چمچمال , شهر زور, کرمانشاه ( قرمیسین ) هرسین , وسطام.
در قرن دهم میلادی (959) حسنویه ( حسن به زری کانی ) که رییس یکی از قبایل کورد بود خود را به فرمانروایی کوردستان شرقی رسانید و دینور و همدان و نهاوند را فتح کرد. فرزند او ناصرالدین (979-1014)و نوه اش ظهیران هلال ابن بدر (1015-1014) می باشند اینان از اسما از آل بویه اطاعت میکردند .ال بویه هیچ گاه به طور مستقیم در قلمرو حسنویه اعمال نفوذی نکردند تا زمان شمس الدوله دیلمی که ظهیرالدین را از حکمرانی انداخت و قلمرو او را مطیع خویش ساخت.
فرزندان بویه ماهیگیر متصرفات خود را بین هم تقسیم کردند رکن الدوله دیلمی نواحی شمالی را تصاحب شد. که شامل قسمت های کوردنشین نیز بود. در سال 990 میلادی به هنگام مرگ کردباد حکمران انتصابی خلیفه برادرزاده اش ابوعلی مروان , حکمران نواحی دیاربکر , میافارقین > آمیدنی (آمید) و نصیبین را به دست آورد.این مناطق بعد از مرگ عضدالدوله دیلمی از دست ال بویه خارج شده بود. اینان که به مروانیان معروف شدند بعدها از خلیفه عباسی روی گردان و به فاطمیان گرویدند. مروانیان و حسنویه از لحاظ نژادی کرد بودند.
و اما از دوره صلاح الدین که از سرداران و دلاوران و کورد است کوردها توانستند فراتر از منطقه های کوردنشین قدرت خود را بسط دهند صلاح الدین سردار شجاع کورد در سال 1136 میلادی در تکریت واقع در ساحل دجله و شمال سامره متولد شد. او خدمات خود را در خدمت اتابک زنگی از سلاجقه سوریه شروع کرد که بعدها در حلب جانشین وی گردید. فرزند اتابک زنگی یعنی نورالدین پس از مدتی صلاح الدین را به همراهی عمویش شیر کوه عازم مصر گردانید تا متحد اولین فرمانروای مصر را که شاهوار نام داشت در مقام خود حفاظت نماید که به وسیله یکی از رقبای خویش در مصر طرد شده بود مصر در این زمان تحت فرمانروایی یکی از خلفای فاطمی به نام ابو محمود عبدالله بود شیرکوه و صلاح الدین مجبور بودند که با او حسن سلوک داشته باشند.از طرفی صلیبیان فهمیده بودند که اتحاد مصر و سوریه برای آنها خطرناک خواهد بود به همین خاطر به سوریه حمله بردند که صلاح الدین انها سخت بع عقب راند و شکست داد. بعد از مرگ نورالدین زنگی , صلاح الدین حاکم آنجا شد و آغاز به بسط قدرت خود نمود او حکومت خود را تا مصر گسترش داد و حجاز و الجزیره را نیز به تصرف درآورد در حرکت بعدی اورشلیم را از دست قوای صلیبی بیرون آورد. صلاح ادین شجاعانه در نبردی با ریشارد شیردل آنها را مجبور به ترک تمام خاک فلسطین نمود .
این سردار دلیر بعد از سالها مبارزه و مقاوت در برابر تمامی دشمنان در سال 1193 در دمشق وفات یافت. و بعد از مرگش امپراطوری او میان فرزندانش تقسیم گردید.
افضل به حکومت دمشق رسید . عزیز در قاهره و ظهیر در حلب حکومت کردند بعدا حکومت آنها به روسای محلی منتقل شد . تنها حلب تا سال 1390 در اختیار خاندان ایوبی ( ایوبیان) قرار داشت.
توان قدرت و خصوصیات جنگی صلاح الدین او را به عنوان یکی از قهرمانان افسانه ای جهان اسلام درآورد به طوری که کوردها از داشتن چنین فرزندی افتخار میکنند.
اتابکان ترک نیز مدت مدیدی قلمرو کوردها را زیر قدرت خود داشتند. که تعدای از آنها بر این مناطق حکومت کردند از قبیل :
1) نوادگان سبکتکین (1144-1232 ) در اطراف اربیل که اولین آنها زین الدین علی پسر کوچک سبکتکین است. 2) اورتوکی ها (1101-1312) که اولین حکمران آنها ارتوک میباشد . که بر دیار بکر و مدتی بر حلب و ماردین حکومت میکردند. 3) شاهان ارمنی (1100-1207) که موسی لهنا لقمان قبطی است . در این دوره اینان به دلیل مراوده با اعراب , عرب شده بودند و لی متاسفانه کوردها تلاشی برای از بین بردن آنها انجام ندادند و لی یا این وجود زبان خویش را حفظ کردند.
بعد از حمله مغولان به ایران , به دنبال جنگ و زدوخورد جلال الدین خوارزمشاه با آنها و فرار او به مناطق شرقی و سپس ورود به ایران امدن به مناطق کوردنشین , مغولها سراسر ایران برای از بین بردن جلال الدین درهم نوردیدند.
جلال الدین مدتی در غرب ایران حکومت کرد که با روسای محلی و اتابکان درگیر شد از آنجا که بعضی از این سران کرد بودند و در سال 1213 میلادی سلطان جلال الدین خوارزمشاه توسط یک کورد کشته شد.
هلاکوخان مغول نیز بعد فتح نواحی مرکزی ایران و قلاع اسماعیلیه از طریق همدان و کرمانشاه به بغداد رفت و اخرین خلیفه عباسی را اسیر و به طرز فجیعی مقتول کرد.
در این زمان دیگر مناطق کورد نشین از خطر مغول در امان نبودند . در سال 1259 میلادی دو لشکر از سه لشکر مغول تمام نواحی کوردنشین را در هم در نوردیده و به طرف دریاچه وان رهسپار شدند.در این درگیریها غیر از میافارقین که یکی از ایوبیها به نام کامل محمد مقاوتی به خرج داد بقیه مناطق بدون خونریزی شدید به دست مغولها افتاد.
در سال 1297 م کوردها اربیل را محاصره نمودند و به لشکر مغول حمله کردند. بعد از مسلمان شدن ایلخان مغول به نام محمد خدابنده کوردها به دلیل مسلمان بودن با او همکاری بیشتری نمودند. با ضعیف شدن ایلخانان مغول امیران مغولی : امیر چوپان و حسن بزرگ قدرت را تا مدتی در دست داشتند که عاقبت ایلخانان در سال 1349 میلادی منقرض شدند. امدن و رفتن فرمانروایان ادامه داشت تا اینکه قدرت به جلایریان رسید که بعدها مناطق کوردنشین به بایزید رسد.
بعد از خاندان جلایری قراقویونلوها حکومتی در کوردستان تشکیل دادند که بعدها توسط آق قویونلوها از این مناطق به عقب رانده شدند.
با ظهور تیمر گورکانی مناطق دیاربکر و ماردین به تصرف تیمور لنگ افتاد. در حملات تیمور به دلیل اینکه کوردها چادرنشین بودند و به کوهستانها پناه برده بودند کمتر آسیب دیدند. بنابراین تا دروره صفویان سرزمینی که امروزه به کوردستان مشهور است یک قسمت آن را جزیره و قسمت دیگر را اردلان مینامند. گاه تحت حکومت جلایریان گاه آق قویونلوها و گاه قراقویونلوها بوده است. که اینان خود به دست صفویان از بین رفتند.
در دوره صفویان با روی کار آمدن شاه اسماعیل اولین کاری که کورد رسمی کردن مذهب شیعهگری بود که این مسئله باعث شد کوردها که اکثرا سنی مذهب بودند به ایران بی اعتماد و به عثمانی مطمئن و متکی گردند. سلطان سلیم با شکست دادن شاه اسماعیل در جنگ چالدران کوردها را وارد عرصه نوینی کرد به طوری که پس از شکست شاه اسماعیل 25 حکمران کورد به دولت عثمانی گرویدند و از این زمان مسئله مرزها جزء عوامل اختلاف ایران و عثمانی بود. کوردها در این زمان که دو دولت عثمانی و ایران به آنها نیاز اساسی داشتند بیشتر پی به اهمیت سیاسی خود بردند و این بود گاه به دلیل ظلم وستم و سنگینی مالیات علیه یکی از حکومتها شورش کرده و به آن طرف مرز رفتند و با دیگر کوردها در کمین فرصت شدند تا به مناطق خود برگردند.

زندگی مبارزه ای است سخت و پایان ناپذیر ، برای حفظ و بازیابی ارزشهای انسانی و بازتعریف آنها، در جهانی که به شدت نیاز به دگردیسی عمیقی در ساختار طبقاتی آن و به رسمیت شناختن حقوقهای پایمال شده دارد. اگرچه تجدید ساختار سرمایه داری عواقب جدیدی را باخود به همراه آورده است، اما بغیر از مبارزه برای نیل به تغییر و تحولات مورد نظر بر علیه این وضعیت هیچ راه گریزی نیست.