کردها

 

 پرچم حکومت خودگردان کوردستان؛ این پرچم در کلیه نواحی کوردنشین خاورمیانه موسوم به کوردستان بزرگ توسط کوردهای ملی گرا بر افراشته می شود.

کوردها یکی از تیره‌های کهن ایرانی هستند که در باختر آسیا (خاورمیانه) و در بخش باختری فلات ایران زندگی می‌کنند. سرزمینی که کوردها در آن زندگی می کنند کوردستان نام دارد و در بین جهار کشور ترکیه، عراق، ایران و سوریه تقسیم شده است. کوردها بخش اصلی بازماندگان مادها هستند و به زبان کوردی، مربوط به شاخه شمال باختری زبان‌های ایرانی سخن می گویند.

کوردهای ایران در قسمت های غربی و شمال غربی ساکن هستند. از مهم ترین شهرهای کردنشین ایران می توان مهاباد، سنندج، کرمانشاه، ایلام، سقز، بوکان. مریوان، سردشت، پیرانشهر، اشنویه و بانه و... را نام برد.

جمعیت و پراکندگی

کوردستان

به علت اینکه آمارگیری دقیقی از جمعیت کوردها انجام نگرفته تمام آمارهای ارائه شده تخمینی می باشند. بنا به برآوردهای غیررسمی جمعیت و مساحت این منطقه به طور تقرییبی 30 میلیون نفر در محیطی به وسعت 190000 کیلو متر مربع می باشد. برخی جمعیت و مساحت آن را 40 میلیون نفر در محیطی به وسعت کشور فرانسه (km² 543 965) تخمین می زنند.

اگر این برآوردها درست باشد می‌توان گفت که هم اینک کوردها بزرگترین گروه زبانی بدون دولت مستقل هستند. کوردها در مکانی زندگی میکنند که به آن کوردستان میگویند و اکنون این منطقه در بین کشورهای ایران، ترکیه، عراق، سوریه و ارمنستان واقع است.

ناحیه زیست کوردها عمدتا کوهستانی است که از خاور به وسیله دامنه های شرقی کوه های زاگرس به دریاچه ارومیه منتهی میشود. از این قسمت به طرف جنوب و حد فاصل همدان و سنندج امتداد می یابد. در طرف جنوب هم بعد از دور زدن کرمانشاه و کرکوک به موصل ختم می شود. از شمال به طرف ماردین , ویران شار و اورفه امتداد یافته , آن گاه از شمال به طرف ملاطیه و حوزه رود فرات میرود تا به کمالیه میرسد. در قسمت های شمالی کوردستان محدود به کوهستانهای مرگان داغ و هارال داغ است که به طرف ارزنجان و ارزروم امتداد یافته و تا کوههای آرارات پیشرفته که مرز طبیعی بین ترک ها در شمال و کوردها در جنوب به شمار میرود.البته بسیارند کوردهایی که در خارج از این محدوده بیان شده زندگی می کنند اما در آن مناطق در اقلیت هستند. مناطق کوردها اگر چه کوهستانی است اما همین مناطق کوهستانی دارای دره های وسیع و حاصلخیزی نیز می باشد . کوههای این منطقه در زمستانها پوشیده از برف است و در تابستانها با آب شدن برفها به مانند فرشی سبز رنگ از زیباترین مناطق دیدنی جهان می شود . چراگاههای آن که در دورانهای دور پرورش دهنده اسب های مادی بوده اند امروزه نیز برای چرای گوسفندهای عشایر و ایلات کورد از اهمیت به سزایی برخوردارند. به طور کلی از بدو تاریخ کوه های بالای میانرودان مسکن و جایگاه مردمی بوده است که با امپراطوری های جلگه ها یعنی امپراطوری های بابل و آشور و گاه آنها را شکست می داده اند .

تعریف کورد

تعاریف گوناگونی از مفهوم کرد ارائه شده است. تا دوره‌ای نه چندان دور مردمی که به زبان کوردی کرمانجی (زبان اکثر کوردها) سخن می‌گویند و در آناتولی ساکن هستند خود را کرمانج می‌نامیدند و نام کورد در میان ایشان رواج نداشت. مردمی که به زبان زازا صحبت می‌کنند یعنی زبانی که برای دیگر کردها زیاد قابل فهم نیست نیز بر دو دسته‌اند برخی خود را کورد معرفی می‌کنند و برخی خود را دارای هویت قومی متفاوتی میدانند. شرف‌الدین بدلیسی حدود کوردستان را در روزگار صفوی و در کتاب شرف نامه خود با افزودن ولایت لرستان یک جا ذکر می کند و در شرفنامه سرزمین لرستان و قوم لر را با کوردها یکی می شمارد.

برخی هم مانند ملامصطفی بارزانی تنها احساس کورد بودن را برای کورد نامیده شدن کافی دانسته‌اند.

زبان

کرمانجی که اکثر کوردها در (ترکیه, ایران , عراق و سوریه) با آن صحبت می کنند زبان ادبی و نیمه رسمی به شمار می رود و در کشور عراق از زمان اشغال قوای انگلیس تا کنون در مدارس تدریس میشود خود به دو بخش تقسیم می شود:

کرمانجی شمالی یا اصطلاحا کرمانجی

کرمانجی جنوبی یا اصطلاحا سورانی

اکثر کوردها (حدود 90%) با یکی از دو لهجه فوق صحبت می کنند.

گویش های اورامی و گورانی (که در اطراف کرمانشاه بدان صحبت می شود و زبان شاعران بوده است) و نیز زازا (که در قسمت کوچکی از کوردستان ترکیه بدان تکلم می شود) می باشند.

 

گویش های کرمانشاهی، کلهری، کلیایی، پیروندی، لکی، فیلی (و یا پهلی) نیز در قسمت جنوبی کوردستان بدان ها تکلم می شود.

تاریخ باستان

کوردها از تبار ایرانی و بخش اصلی بازماندگان قوم ایرانی ماد هستند. مادهای آریایی پس از ورود به زاگرس اقوام بومی آنجا یعنی کاسی‌ها و لولوبی‌ها (در لرستان) و دیگر اقوام آسیانی را در خود حل کرد و زبان ایرانی خود را در منطقه رواج کامل داد.

در کتیبه های سومری 2000سال قبل از میلاد از کشوری به نام « کاردا» نام برده شده است . این اقوام همان قومی بودند که به گفته گزنفون مورخ یونانی را را بر تیگلاث پیلسر شاه آشور که با قبایل گورتی در حال جنگ بود بستند و لشکر کشی او را به سوی دریای مدیترانه متوقف ساختند گزنفون این قوم را کاردو مینامد. بنا بر نوشته های تاریخ نویسان و جغرافی دانان عرب , از قبیل بالاهوری , طبری و ابن اثیر قبایلی که بعدا به نام کورد شناخته شدند بیشتر نواحی شرقی رود بوتان و سواحل شمالی دجله را تا نواحی جزیره (جزیره ابن عمر) متصرف شدند. از لحاظ مذهبی اکثریت کوردها اهل تسنن هستند . تقریبا اکثر مردم کرمانشاه نیز شیعه میباشند . البته در بین کوردها نزدیک به 50 هزار خانوار و شاید بشتر یزیدیانی هستند علاوه بر این گروهی نیز که به علی اللهی ( علی الهی) معروفند نیز در بین کردها هستند که امام علی را خدا میدانند.

کوردها پیش از اسلام

برخی منابع از قبیل نولدکه (NOLDKE 1897 ) آورده اند که طوایف کوردی که در نواحی مرکزی و جنوب ایران وجود داشتند در خلال دوره شاهنشاهی ساسانی به علت فتوحات ایران و حرکت جمعیت به طرف شمال غربی مهاجرت کرده و در سرزمین کردو (KURDU ) ساکن شده و با کوردهای آنجا مخلوط شده اند و نام آنها را قبول کرده اند این مردم که قبلا به نام مرتی ها شناخته میشدند در جنگهای مداوم ساسانیان و اشکانیان )پارت ها) و همچنین رومی های بیزانسی شرکت داشته اند و از طرفی دیگر گاهی با ایران و گاهی بار روم و گاهی با هردو در جنگ بوده اند. اینان در قرن چهارم میلادی از طرف رومی ها به نام کرچخ شناخته میشدند.بر حسب سرزمین و لهجه های محلی کردهای قدیمی نام های کاردوخ (KARDUKH ) و کاردیخ (KARDIKH ) که سکنه و بومیان آن بوده اند بر این مردم اطلاق شده است . به موجب تاریخ شرفنامه بدلیسی , قدیمی ترین قبایل کرد باجناوی ها و بوتی ها هستند که این نام ها به دلیل سرزمین باجان و بوتان بر انه نهاده شده است.

تاریخ کورد پس از اسلام

حدود سالهای 1910 پوست پاره ی کهنه ای در کاوشهای روستای «هزارمیرد» استان سلیمانیه به دست آمد که در آن چهار بند سرود به زبان کردی سره و با خط پهلوی نوشته شده است. این چهار بند چامه که به نام هرمزگان نامیده شده ،یادآور حمله تازیان به سرزمین کوردستان و کشت و کشتار آنان است. برابر داوری دانشمندان ، این نوشته از همان آغاز هجوم تازیان است.این چامه ی آتشینِ کردی که دل را به جوش و خروش می آورد و مایه ی اندوه می شود، دورنمای آن روزگار را به خوبی نشان می دهد:

"هورمزگان ره مان، ئاتران کوژان

ویشان شارده وه گه وره گه وره کان

زورکاری ئارب کردنه خاپوور

گنائی پاله هه تا شاره زوور

شه ن و که نیکا وه دیل بشینا

مه رد ئازا تلیاوه رووی هوینا

ره وشتی زه رده شت مانووه بی که س

بزیکا و نیکا هورمزد و هیچ که س."

ترجمه به فارسی:

معابد ویران و آتش ها خاموش شدند

بزرگ بزرگان خود را مخفی نمود

عرب ظالم ویران کردند

روستای کارگرها را تا «شهرزور»

زنان و دختران را به بردگی بردند

مردان دلیر در خون غلتیدند

آیین زرتشت بی سرپرست ماند

دیگر اهورامزدا به هیچکس ترحم نکرد...

با آغاز حملات اعراب مسلمان به رهبری عمربن خطاب در سالهای (634-642 ) نواحی اربیل , موصل و نصیبین را که نواحی کردنشین بودند به تصرف مسلمانان درآمد بعد از عمربن خطاب , در دوره جانشین وی عثمان ابن عفان نیز مناطق شمالی کوردها و مناطق قفقاز به تصرف درآمد که عدم دخالت مسلمانان در نحوه زندگی و نوید ازادی و برابری که در دین اسلام بود باعث شد تا و کوردها به دین اسلام بگروند و مسلمان شوند.در همین ایام روسای کورد در حالی که میکوشیدند اقتدار خود را حفظ کنند در فتوحات مسلمین شرکت فعال داشتند. در دوره عباسیان که به کمک سردار ایرانی ابومسلم خراسانی و ایرانیان به خلافت رسیدند به علت رقابت امین و مامون پسران هارون الرشید قدرت خلفا در نواحی کوردستان تضعیف شد در این زمان لفظ کورد کم کم برای توصیف نژادی قبایل ایرانی که با سامی ها و ارمنی های اختلاط کرده بودند به کار رفت . همزمان با روی کار آمدن ترکان سلجوقی و پادشاهی سلطان سنجر برای اولین بار ایالتی به نام کوردستان تاسیس گردید. به گفته مرحوم رشید یاسمی در کتاب کورد و پیوستگی نژادی , حمدالله مستوفی در کتاب نزهة‌القلوب در سال 740 هجری نخستین کسی بود که اسم کوردستان و شانزده ایلات آن را آورده است. او اورده است : کوردستان و آن شانزده ولایت است و حدودش به ولایات عرب و خوزستان و عراق عجم و اذربایجان و دیار بکر پیوسته است. آلانی , الیشتر , بهار , خفتیان , دربند , تاج خاتون , دربند رنگی , دزبیل , دینور , سلطان اباد , چمچمال , شهر زور, کرمانشاه ( قرمیسین ) هرسین , وسطام.

در قرن دهم میلادی (959) حسنویه ( حسن به زری کانی ) که رییس یکی از قبایل کورد بود خود را به فرمانروایی کوردستان شرقی رسانید و دینور و همدان و نهاوند را فتح کرد. فرزند او ناصرالدین (979-1014)و نوه اش ظهیران هلال ابن بدر (1015-1014) می باشند اینان از اسما از آل بویه اطاعت میکردند .ال بویه هیچ گاه به طور مستقیم در قلمرو حسنویه اعمال نفوذی نکردند تا زمان شمس الدوله دیلمی که ظهیرالدین را از حکمرانی انداخت و قلمرو او را مطیع خویش ساخت.

فرزندان بویه ماهیگیر متصرفات خود را بین هم تقسیم کردند رکن الدوله دیلمی نواحی شمالی را تصاحب شد. که شامل قسمت های کوردنشین نیز بود. در سال 990 میلادی به هنگام مرگ کردباد حکمران انتصابی خلیفه برادرزاده اش ابوعلی مروان , حکمران نواحی دیاربکر , میافارقین > آمیدنی (آمید) و نصیبین را به دست آورد.این مناطق بعد از مرگ عضدالدوله دیلمی از دست ال بویه خارج شده بود. اینان که به مروانیان معروف شدند بعدها از خلیفه عباسی روی گردان و به فاطمیان گرویدند. مروانیان و حسنویه از لحاظ نژادی کرد بودند.

و اما از دوره صلاح الدین که از سرداران و دلاوران و کورد است کوردها توانستند فراتر از منطقه های کوردنشین قدرت خود را بسط دهند صلاح الدین سردار شجاع کورد در سال 1136 میلادی در تکریت واقع در ساحل دجله و شمال سامره متولد شد. او خدمات خود را در خدمت اتابک زنگی از سلاجقه سوریه شروع کرد که بعدها در حلب جانشین وی گردید. فرزند اتابک زنگی یعنی نورالدین پس از مدتی صلاح الدین را به همراهی عمویش شیر کوه عازم مصر گردانید تا متحد اولین فرمانروای مصر را که شاهوار نام داشت در مقام خود حفاظت نماید که به وسیله یکی از رقبای خویش در مصر طرد شده بود مصر در این زمان تحت فرمانروایی یکی از خلفای فاطمی به نام ابو محمود عبدالله بود شیرکوه و صلاح الدین مجبور بودند که با او حسن سلوک داشته باشند.از طرفی صلیبیان فهمیده بودند که اتحاد مصر و سوریه برای آنها خطرناک خواهد بود به همین خاطر به سوریه حمله بردند که صلاح الدین انها سخت بع عقب راند و شکست داد. بعد از مرگ نورالدین زنگی , صلاح الدین حاکم آنجا شد و آغاز به بسط قدرت خود نمود او حکومت خود را تا مصر گسترش داد و حجاز و الجزیره را نیز به تصرف درآورد در حرکت بعدی اورشلیم را از دست قوای صلیبی بیرون آورد. صلاح ادین شجاعانه در نبردی با ریشارد شیردل آنها را مجبور به ترک تمام خاک فلسطین نمود .

این سردار دلیر بعد از سالها مبارزه و مقاوت در برابر تمامی دشمنان در سال 1193 در دمشق وفات یافت. و بعد از مرگش امپراطوری او میان فرزندانش تقسیم گردید.

افضل به حکومت دمشق رسید . عزیز در قاهره و ظهیر در حلب حکومت کردند بعدا حکومت آنها به روسای محلی منتقل شد . تنها حلب تا سال 1390 در اختیار خاندان ایوبی ( ایوبیان) قرار داشت.

توان قدرت و خصوصیات جنگی صلاح الدین او را به عنوان یکی از قهرمانان افسانه ای جهان اسلام درآورد به طوری که کوردها از داشتن چنین فرزندی افتخار میکنند.

اتابکان ترک نیز مدت مدیدی قلمرو کوردها را زیر قدرت خود داشتند. که تعدای از آنها بر این مناطق حکومت کردند از قبیل :

1) نوادگان سبکتکین (1144-1232 ) در اطراف اربیل که اولین آنها زین الدین علی پسر کوچک سبکتکین است. 2) اورتوکی ها (1101-1312) که اولین حکمران آنها ارتوک میباشد . که بر دیار بکر و مدتی بر حلب و ماردین حکومت میکردند. 3) شاهان ارمنی (1100-1207) که موسی لهنا لقمان قبطی است . در این دوره اینان به دلیل مراوده با اعراب , عرب شده بودند و لی متاسفانه کوردها تلاشی برای از بین بردن آنها انجام ندادند و لی یا این وجود زبان خویش را حفظ کردند.

بعد از حمله مغولان به ایران , به دنبال جنگ و زدوخورد جلال الدین خوارزمشاه با آنها و فرار او به مناطق شرقی و سپس ورود به ایران امدن به مناطق کوردنشین , مغولها سراسر ایران برای از بین بردن جلال الدین درهم نوردیدند.

جلال الدین مدتی در غرب ایران حکومت کرد که با روسای محلی و اتابکان درگیر شد از آنجا که بعضی از این سران کرد بودند و در سال 1213 میلادی سلطان جلال الدین خوارزمشاه توسط یک کورد کشته شد.

 

هلاکوخان مغول نیز بعد فتح نواحی مرکزی ایران و قلاع اسماعیلیه از طریق همدان و کرمانشاه به بغداد رفت و اخرین خلیفه عباسی را اسیر و به طرز فجیعی مقتول کرد.

در این زمان دیگر مناطق کورد نشین از خطر مغول در امان نبودند . در سال 1259 میلادی دو لشکر از سه لشکر مغول تمام نواحی کوردنشین را در هم در نوردیده و به طرف دریاچه وان رهسپار شدند.در این درگیریها غیر از میافارقین که یکی از ایوبیها به نام کامل محمد مقاوتی به خرج داد بقیه مناطق بدون خونریزی شدید به دست مغولها افتاد.

در سال 1297 م کوردها اربیل را محاصره نمودند و به لشکر مغول حمله کردند. بعد از مسلمان شدن ایلخان مغول به نام محمد خدابنده کوردها به دلیل مسلمان بودن با او همکاری بیشتری نمودند. با ضعیف شدن ایلخانان مغول امیران مغولی : امیر چوپان و حسن بزرگ قدرت را تا مدتی در دست داشتند که عاقبت ایلخانان در سال 1349 میلادی منقرض شدند. امدن و رفتن فرمانروایان ادامه داشت تا اینکه قدرت به جلایریان رسید که بعدها مناطق کوردنشین به بایزید رسد.

بعد از خاندان جلایری قراقویونلوها حکومتی در کوردستان تشکیل دادند که بعدها توسط آق قویونلوها از این مناطق به عقب رانده شدند.

با ظهور تیمر گورکانی مناطق دیاربکر و ماردین به تصرف تیمور لنگ افتاد. در حملات تیمور به دلیل اینکه کوردها چادرنشین بودند و به کوهستانها پناه برده بودند کمتر آسیب دیدند. بنابراین تا دروره صفویان سرزمینی که امروزه به کوردستان مشهور است یک قسمت آن را جزیره و قسمت دیگر را اردلان مینامند. گاه تحت حکومت جلایریان گاه آق قویونلوها و گاه قراقویونلوها بوده است. که اینان خود به دست صفویان از بین رفتند.

در دوره صفویان با روی کار آمدن شاه اسماعیل اولین کاری که کورد رسمی کردن مذهب شیعه‌گری بود که این مسئله باعث شد کوردها که اکثرا سنی مذهب بودند به ایران بی اعتماد و به عثمانی مطمئن و متکی گردند. سلطان سلیم با شکست دادن شاه اسماعیل در جنگ چالدران کوردها را وارد عرصه نوینی کرد به طوری که پس از شکست شاه اسماعیل 25 حکمران کورد به دولت عثمانی گرویدند و از این زمان مسئله مرزها جزء عوامل اختلاف ایران و عثمانی بود. کوردها در این زمان که دو دولت عثمانی و ایران به آنها نیاز اساسی داشتند بیشتر پی به اهمیت سیاسی خود بردند و این بود گاه به دلیل ظلم وستم و سنگینی مالیات علیه یکی از حکومتها شورش کرده و به آن طرف مرز رفتند و با دیگر کوردها در کمین فرصت شدند تا به مناطق خود برگردند.

نگاهی به موقعیت جهانی کرد

 

جمعیت کوردهای خراسان /حزب کانی

- كرمانج

كوردها بزرگترین و قدیمی ترین قبایل بزرگ آریائی سرزمین ایران هستند كه در نواحی كوهستانی غرب فلات ایران از دیر باز سكونت گزیده و با تشكیل اولین سلسله پادشاهی ماد تمام خلق های ایران را زیر چترو كلمه واحدی به نام ایران در آورده در طول قرون و اعصار به وجه شایسته ای در مقابل جزر و مد حوادث در حفظ واشاعه میراث گرانبهای فرهنگی و بروز ملیت خود كامیاب شده رشادت و سلحشوری خود را در سینه تاریخ به ثبت رسانده اند.

گزنفون مورخ و سردار مشهور یونان كه به پدر تاریخ معروف است میگوید :

كوردها مردم بسیار رشید دلاوری می باشند.

 آقای شمیم در سخنرانی محققانه خود می گوید : … باید اعتراف كنیم كه قبایل كورد بهتر و بیشتر از سایر اقوام ایرانی نژاد به حفظ بسیاری از آداب و مراسم و عادات ایرانی موفق گردیده و خیلی كمتر از قبایل دیگر دچار تحول و تبدل شده اند . درك كنان استاد سابق انگلیسی دانشگاه بغداد می گوید : ( كوردها هرجا باشند ، خاصیت نژادی خودشان را نشان می دهند ، بدین لحاظ در سوریه هم توانستند ، مقامات عالی دولتی را اشغال نمایند .

كوردان به علت خوی و خصلت اعتراض آمیز خود به مصادر ظلم و فساد و قدرت های امپریالیست همواره مورد جور و شكنجه و قتل و كشتار قرار گرفته اند .

ضحاك ماردوش پادشاه خونخوار كه چون شاهنشاه آریامهر ! مدتی بر ملت ایران چیره شده بود چون كوردها را مزاحم خود می یافت فرمان داد هر شب دو نفر از آنان را كشته از مغز سرشان برای مارهایش خورش درست كنند . دانشمندانی چون ابن قتیبه در المعارف و بدلیسی در شرفنانمه و مسعودی در مروج الذهب و طبری و دیگران این موضوع را به تفصیل ذكر نموده و فردوسی در شاهنامه به آن اشاره كرده و كوردها را منجی واقعی ملت ایران از شرضحاك ماردوش دانسته است . آشپز ضحاك هر شبی یكنفر از دو كورد محكوم بمرگ را كشته و دیگری را پنهانی به كوهستان فرستاده و بدین ترتیب نجات یافتگان با تولید نسل روز به روز بر تعدادشان افزوده شده علیه ستمگریها و خونخواریهای ضحاك قیام نموده بیاری كاوه آهنگر اهرمن بد كنش را نابود و فریدون را از كوه دماوند آورده و بر تخت شاهی نشانده اند و اثبات نموده اند كه شاه دست نشانده مردم است .

شاه عباس صفوی بسیاری از سرداران بزرگ كورد را كه از وجودشان بیمناك بود به نامردی به قتل رساند كه از آن جمله اند :

امیرخان برادوست معروف به لپ زرین از ایل شكاك و فرهاد خان قرامانلو و برادرش ذوالفقار خان از ایزانلو . استاد رشید یاسمی در كتاب كورد و پیوستگی نژادی و تاریخی او می گوید : ( آثار قدیم و اسناد جدید از آغاز عهد تاریخی ایران تا این ایام همه گواه بزرگواری و دلیری و ثبات قدم و سایر صفات پسندیده قوم كورد است كه در چهار موجه حوادث و جزر و مد ایام فتوری و تغییری در آن راه نیافته است . از روزگار اردشیر ساسانی تا قرن حاضر پیوسته این قوم همان دلیری و شهامت را نشان داه اند و با سخت ترین حوادث نبرد كرده اند )‌از نظر جغرافیایی كوردها در بیشتر نقاط جهان پراكنده اند و مهمترین مراكز سكونت آنان در ایران استانهای كوردستان ، كرمانشاه ، آذربایجان غربی و مهاباد و مازندران و گیلان و استان مركزی و قزوین و زنان و خراسان و خاش و در خارج از ایران در كشورهای تركیه و عراق ، شوروی و سوریه و مصر  و هندوستان و پاكستان و افغانستان و بلوچستان می باشد .

دانشمندان و محققین از نظر نژاد شناسی ساختمان بدنی كوردها ار بدین گونه مشخص نموده اند :

1)  كوردها بلند قامت اند و  به طور كلی 83 در صدقد كوردها از حد متوسط یعنی از 165 سانتی متر بیشتر است .

2)   از لحاظ اندازه جمجمه صرف نظر از اختلافات جزئی كه بین محققین وجود دارد عموما كوردها را از تیپ (براكسیفال ) تشخیص داده اند . حد متوسط نسبت بین عرض و طول جمجمه كردها 78 است .

3)   اندازه زاویه بینی اكثر كوردها 70 است و بدین ترتیب از تیپ ( لبتورینین ) به شمار می آیند .

4)   از لحاظ شكل صورت و قیافه از تیپ ( لیتوپروزوپ ) هستند . یعنی صورت كشیده و موزون دارند .

5)   موی كوردها صدی هشتاد و دو مشكی پرپشت و بقیه بلوطی رنگ است و اغلب لب و دهان كوچك دارند .

6)   از لحاظ بنیه جسمانی تندرست و زورمند و چابك هستند ، زبان كوردی دارای تنوع خاص و لهجه های متفاوتی است كه مهمترین آن ها لهجه كرمانجی ، گورانی ، سورانی و زازانی می باشد .

به قول استاد رشید یا سمی و دیگر دانشمندان : در میان تمام لهجه های زبان كوردی ، لهجه كرمانجی در تاریخ تطور و تحقیق زبان كوردی مقام مهمی دارد كه لهجه مكری یكی از شاخه های آن می باشد و این همان لهجه ای است كه به زبان زردتشت و اوستا نیز معروف شده و بسیار جامع می باشد . این لهجه شیرین ترین و مقبول ترین لهجه كوردی است و دانشمندانی نظیر میجرسون ، مرگان ، استاد امین زكی و علامه مردوخ كوردستانی و كرمانج این نظر را تایید می كنند . سلامت و روانی و عدم آلودگی به زبان های بیگانه از مشخصات برجسته این زبان است . كرمانج خراسان كه در اوایل دولت صفوی برای جلوگیری از تاخت و تاز تركمانان و ازبكان به مرزهای شمال ایران انتقال داده شدند تحت عنوان سه ایل بزرگ :  زعفرانلو شادلو – قراچورلو قرار دارند كه عظیم ترین آن زعفرانلوست كه از ایلات بزرگ و متعددی تشكیل شده و ریاست دیگر ایلات كرمانج خراسان را عهده دار و مركز آن شهر مرزی قهرمان پرور قوچان می باشد .

درك كنان در مورد كرمانجی می نویسد : در زبان كوردی به دو لهجه جدا از یكدیگر قسمت بندی می شود مانند : كرمانجی – كردی و ….

آقای محمدفتحی در مقاله پر ارزش و محققانه خود كه از دو شاعر گمنام از ایل كورد شقاق به نام های مهدی بیگ شقاقی ومیرزا محمد حسین بالكانلو متخلص به مهمید نام برده است در مورد ایل شقاق می گوید كه :

طایفه شقاقی از نژاد كورد آریایی هستند و پیرو مذهب تسنن می باشند و تیره هایی از این طایفه بزرگ روی ارادت به خاندان صفوی و همكاری با پادشاهان آن سلسله در طول تاریخ به مذهب شیعه گرویده اند . زبان ایلی را كه شبیه كوردی و لری بوده از یاد برده و به زبان آذری تكلم می كنند . این طایفه در ازمنه گذشته از جنوب اروپا و آسیای صغیر به استان آذربایجان وارد شده اند . ( باید توجه داشت كه زبان آذری غیر از تركی است كه پس از تسلط ترك ها بر آذربایجان رو به نابودی گذاشت)

 

این طایفه را كه به زبان كوردی شكاكی گویند از چهل تیره وهشتاد هزار خانواده تشكیل می شده اند كه در ابتدای ورود در حوالی شهر تبریز چادر زده بوده اند و سپس دولت وقت چهل هزار خانوار آنان را رد منطقه هشترود و گرمرود سراب قوریچای منطقه آذربایجان از سلسله جبال سهند گرفته تا میانه و چهل هزار دیگر ار در استان خراسان نواحی قوچان اسكان داده اند . از چهل تیره طایفه شقاقی آن چه بخاطر دارد به شرح زیر  است :

1-  آریانلو كه به لهجه آذری اورانلوتكلم می كنند ( زبان آذری و كرمانجی خیل بهم نزدیكترند )‌.

2-   زعفرانلو كه به لهجه آذری زخورانلو تكلم می شود ( زفرانلوز اكرانلو )

3-   بالكانلو ( این به پالكانلو معروف است و هنوز بسیاری از مردم آن اسكان نیافته و بین قوچان و تركمن صحرا قشلاق و ییلاق می كند )

4-   پسیرا نلو ( احتمالا همان ایل سیل سپورانلو می باشند كه در مرز ایران و روسیه سكونت دارند و جزء‌ ایل بیچرانلو هستند )‌.

5-            چركتانلو

6-   بادانلو ( همان تیره بادلانلو قوچان می باشند كه به بهادری تغییر نام داده اند .

7-            یاراحمد لو

8-            میر سلطانلو

9-   گورانلو ( احتمالا همان كورانلو است كه در شمال قوچان در روستای كوران سكونت دارند شاید هم منظور همان طایفه ی گوركانلوی است كه اكنون جزو ایل بیچرانلو به حساب آمده است )

10-  موصانلو ( احتمالا همان تیره اوصانلو است كه در خراسان و خوار و ورامین سكونت دارند )‌

11-     فتحعلی خانلو

12-      توشماللو

واژه اروانلو تحریف شده آریانلو ، و  واژه بادانلو تعریف شده از واژه ماد است از این طایفه نویسندگان و خطاطان و شعرا و سرداران نامی برخاسته اند .

میرزا محمد حسین مستوفی در مورد خلقهای ایران و آمار آن نموداری جالب توجهی از رمان شاه سلطان حسین صفوی ارائه می دهد و ایلات اصلی و فرعی ایران را از هم جدا كرده در مورد كرمانج خراسان می گوید :

امام فرقه سیوم در خراسان از ایلات قدیم ایرانی الاصل یكی فرقه كرداند كه آنت ها یكصد و چهار جماعت مخلوط به چهار طایفه بزرگ اند :

یكی از آن چهار طایفه ، طایفه زعفرانلو است كه بالفعل سردار آنها ممش خان نام دارد و قلعه چناران در تصرف آنهاست.

 جمیع كوهستان اخلومد ، ییلاقات و قشلاق ایشان است به قدر یكصد و هشتاد هزار خانوار در زمان سلطان شهید تخمین شده اند جوانان خوشرو و بلند قامت و قوی هیكل و دلیر ، ولشكر ایشان تمام سواره می باشند . یكصد كس از این سوار را با هزار سوار دیگر قوم برابر دانسته اند و در جنگ ها تفنگ بر نمیدارند و می گویند جنگ به تفنگ جنگ مردان نیست ، چرا كه زنی می تواند كه با صد سوار برابر باشد ، از گلوله جانش بستاند ، و توپ هم برای قلعه شكنی است و از این قسم جنگ را حیله وری گویند . چنان چه جنگ آنها از نیزه و شمشیر ، قلیلی از آنها تیروكمان هم استعمال می نمایند .

طایفه دوم از فرقه كورد راسعدانلو گویند و حالا سردارائیشان امیر گونه خان است و جنوشان در تصرف اوست جماعت بسیار در طایفه او مخلوطند . به قدر یازده لك خانوار در عهد سلطان شهید تخمین شده اند .

ایلات ایشان از مجید یك تا شیروان قلعه و تا قریب به بوج نرد ( بجنورد ) در صحرا و كوهستان ییلاق و قشلاق می نمایند . یپدر همین امیر گونه خان محمد حسین خان ( بیگلربیگی ) بود كه از نادرشاه بنی نمود و نادرشاه به دفع او میرفت كه در راه كشته شد .

طایفه سوم از كورد را كوانلو ( كاوانلو ) گونید و سردار آن ها حالا ابراهیم خان پسر شاهبویردی خان است و قلعه آنها رادكان است و ایل مذكور از رادكان تا كوههای كلات ییلاق و قشلاق می نماید . جمعیت ایشان به قدر چهار لك خانوار در عهد سلطان شهید تخمین شده اند .

طایفه چهارم را دوانلوگویند سردار آنها اسكندر خان نام دارد بقدر دو لك و بیست هزار خانوار آنها را تخمین نموده اند قلعه مجریك در تصرف اسكندر خان است ،  ایل مذكور از مجریك تا نواح جاجرم ییلاق و قشلاق می نمایند ، جمله فرق كورد را بقدر نوزده لك تخمین نموده اند همه جوانان قوی هیكل و هژبر از عهد نادرشاه تا كنون مال گذاری نكرده اند . با توجه به این كه هر لك برابر یكصد هزار نفر می باشد بنابراین كردان خراسان در اواخر دولت صفویه یك میلیون و نه صد هزار نفر بودهاند .

كرمانج خراسان كه قسمت مهمی از تیره كرمانج خلق كورد می باشد دیگر شاخه های كورد از قبیل شكاك و مكری را نیز در بر می گیردكه این شاخه ها اكثرا در غرب كشور و حدود تركیه مانده اند .

 

علل حركت تاریخی كورد به خراسان

همان طور كه گذشت خراسان پس زا طلوع اسلام مركز قیام ها و شورش ها و تاخت و تازی های ازبكان و مغولان بود . در اواخر قرن دهم در ظهرو دولت شیعه مذهب صفوی نیز از این تاخت و تازها كاسته نشد . دوری خراسان از پایتخت صفوی یكی از علل تشجیع ازبكان و تركمانان در تاخت و تازها و چپاولگری ها بوده است .

سركوبی های موقتی شاه اسماعیل اول و شاه تهماسب نیز نتوانست جلو یغماگری های اقوام متجاوز شمالی را بگیرد . سرانجام با پیروزی عبدالمومن خان ازبك بسیاری از شهرهای خراسان ویران و نابود و مردمش قلع و قمع گردیدند و ازبكان تا حدود دامغالن و سمنان پیش رفتند . شاه عباس كه پادشاهی تیز هوش و سیاستمدار بود با عوجه به فلسفه ابن عمید كه گفته بود :

( كوردها را باید سپر بلا قرار داد ) در صدد انتقال كوردها به خراسان برآمدتا با یك تیر دو هدف را بزند . اما این كار اگر با مخالفت سران كورد روبرو می شد شاه چچاره ای جز سكوت و انصراف از عقدیه نداشت لذا حیله ای اندیشیده در مجمعی كه از سران كرمانج تشكیل شده بود موقعیت جلگه تهران را برای تعلیف دام و احشام آنان تشریح نموده آنانم را تشویق به مهاجرت به آن منطقه نمود . كوردها كه از نظر جا و مكان منطقه آذربایجان را برای خود تنگتر می یافتند از این پیشنهاد استقبال نمودند .

بدین ترتیب فصل نوینی در تاریخ نقل و انتقال و مبارزات كورد آغاز و حدود پنجاه هزار خانوار كوچ بزرگ و تاریخی خود را از حدود آذربایجان و مهاباد به سوی سرزمین ری آغاز كردند در این حركت عده ای از كوردها در اطراف زنجان و تاكستان قزوین به جا ماندند . این حركت كه در حدود سال 1007 قمری انجام گرفته بود باعث شد كوردها مدت دو سال در جلگه خوار و ورامین اتراق نمایند .

شاه كه قسمتی از برنامه خود را انجام شده یافته بود بار دوم اوضاع و موقعیت خطیر خراسان و تسلط ازبكان بر این استان پهناور را برای آنان تشریح نموده  مجددا وسیله دومین حركت بزرگ را فراهم ساخت .

كوردها كه سری پرشور و آكنده از عشق وطن داشتند داوطلب مبارزه با ازبكان و اخراج آنان از خراسان گردیدند . شاه نیز به مقصود خود رسیده بود چرا كه پیروزی یا نابودی كوردها به هر حال به نفع وی بود . در این حركت نیز عده ای از كوردها در اطراف تهران و خوار و ورامین و دماوند بجا مانده در حدود 45 هزار خانوار در سال 1010 قمری وارد خراسان شدند .

شاه پس از انتقال این عده از كوردها در غرب كشور موقعیت بهتری یافت چرا كه نیروی متحد كورد را از هم پاشیده بود و دیگران را نیز می توانست با نیرنگهای سیاسی و ترورهای ناجوانمردانه از برابر خود بر دارد . در ادامه این سیاست كثیف تمام مردان نام آور و سرداران بزرگ خود را كه از آنان بیمناك بود یا می كشت یا كور می كرد و به زندان می افكند . سیاستی كه نادرشاه نیز از آن بیرون نمود . از جكله قربانیان شاه عباس 3 تن از بزرگترین سرداران كرد یعنی فرهاد خان قرامانلو و برادرش ذالفقار خان و دیگری امیر خان برادر وست كه از كوردان شكاك بودند .

امیر خان مردی شجاع و دلیر و متهور بود كه حكومت ارومیه و اشنویه را عهده دار و بسیار مورد توجه شاه بود .

چنانكه در یكی از جنگ ها كه یك دست خود را از دست داده بود شاه فرمان داد دستی از طلای ناب برای وی ساختند كه از این تاریخ به ( خانی له پ زیرین ) یعنی خان دست زرین معروف شد و هم او بود كه دژ معروف ( دمدم Dem Dem  ) را بنا نهاد . (‌امروز هم مردمان ایل برادوست در منطقه اشنویه و مهاباد از همان خوی شجاعت و اعتراض آمیز امیر خان لپ زرین برخوردارند ) .

شاه عباس كه از قدرت روز افزون امیر خان سردار كورد و محبوبیت او ردمیان مردم بیمناك شده بود قصد كشتن وی كرد ، لكن امیرخان به فراست موضوع را دریافته در پناه دژ معروف دمدم كه خود ساخته بود مدت چهار سال و نیم با شاه مبارزه نمود اما سرانجام به سبب برگرداندن راه آب  از دژ و عدم دسترسیق مبارزین كرد به آب پس زا مدتی نیروی آنان در هم شكست . امیرخان برادوست برای اینكه به اسارت نیفتد خود وزن و فرزندانش را از پرتگاه سنگ شمشیرخان به زمین افكند و شاه كه نتوانسته بود بر زنده وی دست یابد بیش از پیش خشمگین تر شد . (  كاری كه سه قرن بعد همان طور كه خواهد آمد سردار عوض خان زعفرانلو در خراسان در برابر سپاهیان روس تزاری انجام داد . )‌

داستان جنگ امیرخان در میان كوردان سینه به سینه نقل شده و از شدت حوادث گوناگون ضرب المثل و سمبل شجاعت گشته است .

كوردها در نواحی مهاباد به شدت با شاه عباس درگیر شده بودند و در جنگی كه بین طرفین روی داد یك نفر از كوردان مكری با خنجری زهرآگین به شاه حمله كرده خود را بر روی وی انداخت كه شاه از خوش شانسی به كمك اطرافیانش از مرگ حتمی نجات یافت .

بنا به علل فوق شاه تحكیم سلطنت خود را در از هم پاشیدن نیروی متحد كرد می دانست و نیز برایش مسلم شده بود كه با تحكم و خشونت امكان پذیرش این امر از سوی كوردان نخواهد بود . لذا همان طور كهگذشت از راه حیله برآمده با طرحی دقیق كوردها را به خراسان انتقال داد .

تازه واردین در خراسان با مغولان و ازبكان به زد و خورد پرداخته و آنها را اخراج و خود جایگزین شدند .

 لردكر زن سیاستمدار معروف انگلیسی در این رابطه می گوید :

شاه  عباس با این كار عاقلانه دو منظور حاصل كرد . هم وضع خود را در مشرق استحكام بخشید و هم از لطمه و نقار و كشتار تیره های كورد كه رد غرب مزاحم او بودند جلوگیری نمود. این ایلات كه به كوهستان ها و جلگه های بین اسرتآباد و چناران كوچ داده شده بودند ، در اثر خدمات نظامی ایلاتی كه انجام می داند و دفعاع نقاط مرزی با ایشان بود و بر عهده داشتند كه نفرات سوار برای قشون شاه فراهم سازند ، از دادن مالیات یا باج معاف بودند . حاصل خیزی عمده قوچان سبب شد كهاز سركرده آن هم باجی مطالبه شود . بجنورد كه ناحیه فقیر تری است هر ساله فقط اسما برای شاه پیشكش می فرستاد .

وضع قرین استقلال و استقلال میراثی این تازه آمدگان به زودی برای سركده های ایشان قدرت و اهمیت بسیار فراهم ساخت و از این لحاظ قوچان از مدت ها پیش وضعی ممتاز داشت و عنوان ایلخانی یعنی بزرگ تیره وایل به رییس آن اعظا شد ، هم به مناسبت وضع برجسته ای كه او داشت و هم چنان كه گفته اند از آن جهت كه او نسبت به رفتار زیر دستانش در برابر حكومت مركزی مسئول باشد . این مهاجران كورد غالبا چه پنهانی و یا آشكارا در حال طغیان بودند و با این كه نادرشاه بوسیله گرفتن یكی از دختران ایلخانی سعی نمود آنها را نرم كند ، همین كه او به فتح هندوستان رفت ، ایشان فرصت را مغتنم شمرده در غیاب وی باز اظهار وجود و عنوان استقلال كردند و او به این سبب چنان خشمگین شد كه به قصد ریشه كن كردن آنها راه قوچان پیش گرفت و در بیرون دروازه این شهر بود كه به سال 1847 در خیمه گاه خود به قتل رسید .

در این قرن ( قرون 19 ) هم قوچان بر ضد فتح علی شاه شورش كرد و موقعی كه برنز Burnes به سال 1832 در آن جا بود بعد از محاصره ای طولانی شهر تازه بدست نیروی عباس میرزا ولیعهد كه افسران توپخانه او را اراده می كردند افتاده بود .         

 

« بجنورد »

ویژگی های طبیعی :

الف )‌موقعیت نسبی – شهرستان بجنورد با مساحت  1140/935 كیلومتر مربع در شمال شرقی ایران و در شمال استان خراسان واقع است و به عنوان پیشانی استان و گذرگاه شمالی خراسان به شمار می رود . فاصله مركز شهرستان تا مركز استان 244 كیلومتر است . شهرستان بجنورد در شمال و شمال شرقی 1/971 كیلومتر با جمهوری تركمنستان دارای مرز مشترك است و در مشرق با شهرستان شیروان و در جنوب با شهرستان اسفراین و جاجرم و در مغرب با استان گلستان همسایه است . شهرستان بجنورد 7/3 درصد مساحت استان خراسان را شامل می شود

ب) ناهمواری ها – زمین های شهرستان بجنورد رسوبی و كوههای آن جوان و مربوط به دوران های دوم و سوم و دشتهای آبرفتی آن متعلق به دوران چهارم زمین شناسی است . كوههای شمال آن در ژنوسنكلینال كپه داغ تشكیل شده و كوههای جنوب آن در امتداد كوههای البرز قرار دارد .

قلل مهم : آلاداغ – سالوك پامان داغی – قورخود – بزداغی – می سی نو است .

ج) آب و هوا – شهرستان بجنورد دارای 3 نوع آب و هوا است . معتدل مرطوب ، معتدل نیمه مرطوب و معتدل كوهستانی

تاریخ مختصر شهرستان بجنورد :‌

تاریخ مختصر شهرستان بجنورد : پیشینه و سابقه تاریخی منطقه بجنورد بر اساس پژوهشهای باستان شناسی و مطالعات اسناد و مدارك تاریخی و به استناد غار و تپه های مكشوفه به 5000 سال پیش می رسد و نیز ویژگی های سفال های مكشوفه بجنورد با مشخصات سفال های چشمه علی دامغان و تپه حصار برابری می كند در طی اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول قبل از میلاد در سرتاسر منطقه بجنورد از جرگلان تا دشت هیا مانه و سملقان اقوامی با مشخصات سفال خاكستری سكونت داشته اند بر همین زمان در بخش مانه و سملقان، تپه های خان شهرا آوا نیز اقوامی ساكن بوده اند. در دوران ماد و هخامنشی (پرتوه )‌یا پارت مشتمل بر شمال خراسان و قسمتی از مازندران كنونی ویكی از ساتر آبی 20 گانه بوده و بجنورد بخشی از ساترآبی پارت بوده است . از دوران اشكانیان 27 زیستگاه در شهرستان بجنورد شناسایی شده است و به استناد كتب معتبر از جمله كتاب ( ایران باستان )‌نوشته محروم پیرنیا و كتاب ( تاریخ سیستان و حواشی آن ) به قلم محروم بهار ، بجنورد كهرد دوره مغول ویران شده یادگارهای دوران ساسانی را در خود دارد . آتشكده اسپاخو نیز متعلق به همین دوران است . بعدازظهر اسلام با باز شدن دروازه های ایران بر روی این دین مبین این شهرستان ینز هم جهت با دیگر نقاط تحت تاثیر فرهنگ انسان ساز اسلام قرار گرفت . در سال های آغازین قرن دوم هجری این منطقه جزئی از قلمرو طاهریان محسوب می شد .

آثار و ابنیه های شهر بجنورد : بقعه امامزاده سید عباس ابن موسی كاظم (ْ)‌دوره اسلامی – تپه معصوم زاده ( شهر مدفون جرمغان )‌ دوره ساسانی – آیینه خانه دوره قاجاریه – عمارت مفخم دوره قاجاریه – كوشك علی آباد روستای علی آباد در شمال بجنورد دوره تیموری – بنا قدیمی بش قارداش 6 كیلومتری جنوب بجنورد دوره قاجاریه و غیره .

نكته : اقوام كوچ نشین بجنورد در قدیم دارای دو طایفه بودند آق قویونلو و قراقویونلو كه از سمت كردستان به شمال خراسان مهاجرت كردند و در انجا ساكن شدند از جمله اقوام كوچ نشین در این منطقه می توان اقوام كچرانلو – شادلووایزانلوها را نام برد كه طایفه عظیمی را در این منطقه تشكیل می دهند زبان اصلی مردم بجنورد كوردی و تركی است و اكثرا به كشاورزی و دامپروری و تولید گلیم و قالی و سفره های كردی می پردازند .

دستبافته های عشایر بجنورد :

1-  قالیچه كوردی كه اكثرا در روستاهای اطراف بجنورد از جمله جرگان و مانه و سمنقان بافته می شود كه اكثر این بافته ها تركمن هستند و گاهی اوقات در تقشمایه های تركمن دراین قالیچه به كار می برند و گره اصلی آن ها گره تركی است كه بر روی دارهای افقی كه مخصوص عشایر هست بافته می شود شكل این دارها در ضمیمه آورده شده است .

برای قالی بافی در این منطقه از ابزار متداول قالی بافی مانند :

دفه – قیچی – قلاب استفاده می شود ولی برای گلیم بافی یا سفره های كرد فقط از دفه استفاده می شود . نخ چله آنها اكثرا پشم 2 لا است و برای پرز قالیچه از پشم استفاده می شود . كه دو صورت گیاهی و شیمیایی رنگرزی شده است كه اكثرا گیاهی می باشد اندازه های قالی های كورد 2 * 20/2 متر یا 80/1 * 20/1 متر است و در سفره های كوردی 100 * 70 سانتی متر یا 1*1 و برای پادری 100*60 یا 100*80*100*70 می باشد . در قالیچه های كوردی اكثرا از رنگ های قرمز 35% و سرمه ای 35%  و سفید ، زرد ، آبی  ، سبز 30% استفاده می شود .

برای رنگرزی از روناس برای قرمز – از نیل برای آبی ، سبز 30% استفاده می شود .

دستبافته هیا بجنورد به چند صورت است :

1-           قالیچه كوردی

2-            پادری

3-            جانمازی

4-            سفره كوردی

5-            زانوبند ( كه اغلب ابریشم است )

6-            خورجین

7-            جوراب عشایری

8-            گلیم چهارگوش

9-            خرك

10-      سفره چارگوش

11-      نمكدان

بازدیدها : پاساژ نیلی آقای ایزانلو :

در مغازه آقای ایزانلو انواع قالیچه های كورد با طرح ها و رنگهای متفاوت دیده می شد یا گلیمها و سفره های كرد با نقش كورد خراسان كه بافندگان آن ها تركمن یا عشایر كورد بودند یا سفره های چهارگوش یا پاردی در اندازه های 100 * 60 سانیت متر یا خرك در اندازه های 80/1 *60 سانتی متر دیده می شد . اكثر پشمهای رنگ شده در این دستبافته ها گیاهی بودند و دارای رنگ های متفاوت از دیگر قالی های كورد بودند .

مغازه آقاخان ایزانلو :

در مغازه آقاخان ایزانلو دارای سفره های كورد با نقش حیوانی یا طرح كورد خراسان برگرفته از قشقایی شیراز دیده می شد و دارای پادری هایی با اندازه متفاوت 100*60 ، 100 * 70 ، 100 * 80 یا پادری با نقش چهل ستون كه دارای اندازه 5/1 *1 متر بود كه اكثر آنها را در محلی به نام جرگلان می بافتند یا قا لیچه های كوردی كه در بجنورد بوسیله عشایر كورد بافته می شود دستبافته های دیگری از جمله زانو بند –خرجین –جوراب كه بوسیله عشایر آ ن منطقه بافته شده است .

كارگاه رنگرزی آقای اسماعیل ایزانلو : این كارگاه رنگرزی در جاده حمزانلو نزدیك بجنورد واقع بود كه در آن جا به رنگرزی پشم یم پرداختند در این كگارگاه 150 تن پشم در سال رنگرزی می شد .

كه اكثرا به صورت گیاهی بود . تنوع رنگی آن ها زیاد بود مثلا از نیل برای آبی آسمانی ، فیروزه ای یا آبی ماستی و از روناس برای رنگ قرمز و از نار پوست و ذلیل برای رنگ كرم استفاده یم شد . برای دندانه زدن از زاج سفید ، سود یا دوغ و جوهر لیمو بكار می بردند یا از رنگ های دیگری از جمله :

لاكی چینی – زرد نارنجی یا رنگ 1007 برا ی قرمز كردی استفاده می كردند . نمره نخ خام آنها 5 و تعداد لا 1 و تا 2 لا بود .

پنجره ای به کردستان

 

 

 

 

كردستان ایران واقع در غرب کشور، در همسایگی عراق و ترکیه منطقه ای كوهستانی است. دشت های مرتفع و دره های پهن در سراسر منطقه گسترده اند. اختلاف ارتفاع بین بلندترین و پست ترین نقاط به حدود 2400 متر میرسد. كوه شاهو با ارتفاع 3300 متر بلندترین و منطقه آلوت در بانه با ارتفاع حدود 900 متر كم ارتفاع ترین نقطه کردستان است. درباره جمعیت کردها نه در ایران و نه در کل مناطق کرد نشین آمار دقیقی در دست نیست. با توجه به اینکه در گذشته ای نزدیک ( تا جنگ اول آمریکا با عراق) موجودیت قومی به نام کرد در ترکیه انکار میشد و طبق قانون اساسی ترکیه کردها "ترکهای کوهی" خوانده میشدند تعجبی نیست که آمار جمعیت کردها در کل بین 20 تا 40 میلیون ارائه میشود. کردهای ایران نیز بین استانهای مختلف پراکنده شده اند و از آنجا که آمار جمعیتی بر اساس تقسیمات استانی ارائه میشود تنها به تقریب میتوان گفت که در ایران بین 6 تا 10 میلیون کرد در استانهای کردستان، آذربایجان غربی، کرمانشاه، ایلام غرب و شمال خراسان ساکن هستند.

از جمله به دلیل تنوع اقلیمی کردستان را دارای پتانسیل بالای توریستی می شمارند. میانگین دمای اردیبهشت تا مهر ماه از 22 تا 28 درجه سانتی گراد متغیر است که دمای ایده آل محسوب میشود. به علت بارندگی های زیاد در ماه های اول سال، بسیاری از بخش های منطقه در فروردین و اردیبهشت از طراوت و سرسبزی ویژه ای برخوردار است.

در فصل زمستان با توجه به سردی هوا و طول دوره یخبندان ، بارش های جوی زمستانه اغلب به صورت برف است. تعداد روزهای یخبندان در بعضی نقاط ( مثلا در بیجار) تا 160 روز در سال می رسد. این امر زمینه های بسیار مناسبی را برای ورزش های زمستانه به ویژه اسكی روی برف به وجود می آورد.

كاوش های باستان شناسی حاكی ازآن است که كردستان ایران به سبب شرایط مساعد اقلیمی و زیست محیطی، از هزاران سال پیش، به عنوان یكی از مراکز استقرار بشری مورد توجه بود است. تنها در استان در كردستان حدود یك هزار و دویست و سی و چهار اثر باستانی شناسایی شد است و حدود پانصد اثر از آنها در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

ویژگی های فرهنگی كردستان همچون زبان، لباس، موسیقی، رقص، جشن ها و مراسم خاص و صنایع دستی خصلت منحصر به فردی به این منطقه میبخشد.

زبان كردی همانند زبان فارسی یكی از زبان های گروه هند و اروپایی است كه دارای قوانین خاص زبان از لحاظ دستوری و نوشتاری است. به علت وسعت زیاد مناطق كردنشین این زبان دارای لهجه های اصلی و زیر لهجه هائی می باشد كه این تنوع لهجه از لحاظ حجم كلمات این زبان را غنی و وزن و لفظ آهنگین كلمات عرصه شعر و ادبیات و موسیقی كردی را متاثر و ثروتمند ساخته است .

دو گویش یا زبان عمده کردی، زازا در شمال و کرمانجی در جنوب تکلم میشوند. لهجه گورانی که در اطراف کرمانشاه شنیده میشود. گورانی خود شاخه ای دارد که اورامانی نامیده میشود. بیش از نیمی از کردها در ترکیه، ایران و عراق کرمانجی صحبت میکنند و عملا زبان ادبی و نیمه رسمی به شمار می رود. این زبان در عراق پس از اشغال توسط قوای انگلیس تا کنون در مدارس تدریس میشود.

بسیاری سیاحان در نوشته های خود لباس كردی را یكی از زیباترین و متنوع ترین پوششها عنوان کرده اند كه در سطح فرهنگ مردم دنیا كم نظیر است. لباس محلی کردی که همانند زبان كردی دارای تنوع خاص در مناطق مختلف است و تا کنون در چندین جشنواره مختلف بین المللی مقام اول را به لحاظ زیبائی و تنوع كسب نموده است.

موسیقی در خون مردم پر حرارت این خطه روان است و از غنی ترین ها ی ایران محسوب میشود. گروه های مختلف موسیقی در استان، وجود اساتید موسیقی كردی در تهران و شهرهای بزرگ كشور و همچنین ساخت سازهای موسیقی در این استان، كردستان را به مهد موسیقی كشور تبدیل نموده است. استعداد فراوان در زمینه تعلیم و یادگیری موسیقی و وجود چوب درختان جنگلی مرغوب موجب شده است تا كارگاه های زیادی در کردستان به تولید انواع ساز بپردازند.

رقص گروهی كردی با زیبایی خاص خود، جلوه کاملی از زندگی گذشته این کردهاست. این هنر در زندگی و كار روزانه همچون كشاورزی، اعتقادات دینی، مراسم و جشن های بزرگ، بازی های محلی، جنگ و دفاع و ریشه دارد. رقص كردی که در تمام نقاط كردستان بخصوص در سنندج و مریوان از غنای زیادی برخوردار است، امروزه از نوای سازهای سنتی به همراه سازهای الكترونیكی بهره میگیرد.

تنوع رنگ و طرح های یگانه به قالی و گلیم كردی اصالت و شهرت جهانی بخشیده است. در این میان تولیدات سنندج و بیجار بویژه شناخته شده اند. شهرت جهانی فرش سنندج (سنه) در دائره المعارف بریتانیا معنی واژه سنه را نام نوعی قالی به نام سنه معنی نموده اند.

صنایع دستی بخشی از فرهنگ كردی را تشکیل میدهد. تخته نرد و شطرنج، از محصولات "نازك كاری" کردستان هستند که از شهرت جهانی برخوردارند .

كردستان دارای انواع شیرینی های محلی است. شیرینی كنجدی، بادام سوخته، نوعی باسلوق و نان برنجی است كه در این میان كنجد شیرینی محلی خاص شهر سنندج به همراه نان برنجی طرفداران زیادی دارد.

کردستان زیباست طبیعتی کم نظیر، مردمی خون گرم و فرهنگی غنی دارد و آنچه در این مجال آمد بی شک کسر ناچیزی از دلنشینی های شگفت انگیز این سرزمین است.

تاریخچه پیشرفت جامعه کرد

 

حلقه نخستین تاریخ کورد به عصر نوسنگی در حدود هزاره 12 ق.م. بر مگردد. جامعه نوسنگی با بهره گیری از غنای گیاهی - حیوانی و شرایط مساعد طبیعی حوزهای داخلی وخارجی سلسله کوههای تورس - زاگرس در محل تلاقی کوه ودشت رشد یافته است.

عناصر بنیادین ایدئولوژیکی از قبیل قالبهای اولیه تفکر،اعتلای روحی، کسب آگاهی، اداره ،بینش اجتماعی و دستیابی به مقوله الهه ها در این دوره به پیشرفت مهمی دست میابند.دین و اسطوره ،اساسا به عنوان باز تاب ذهنی پیشرفت انقلابی عصر نوسنگی ،هویت میابند.

فرهنگ و زبان گروههای آریایی و از جمله اجداد کوردها ،محصول انقلاب زراعی ودامپروری است.فرهنگ یکجانشینی این گروههای خلاق بومی به صورت نهادهای روبنایی ،فناوری و باورهای ایدئولوژیکی از سوی سومریان مورد استفاده قرار گرفت که در بنای تمدن طویل العمرطبقاتی بازتاب یافته است.سومریان برای اولین بار ساکنان مناطق کوهستانی شمالی خود را هوری نامیده اند.

هیچ خلقی به اندازه اجداد کوردهای امروزی ،چه در هنگام شکل گیری جامعه نوسنگی وچه در دورهای بعدی ،آن را نزیسته است.این خصوصیت از لحاظ زمان و محوا ،عمیقترین تاثیر را بر تاریخ کوردها داشته که تا امروز هم ادامه یافته است.نیرومندی زبان و فرهنگ ،اثباتگر سکونت طولانی و عدم جابجایی کوردهای نخستین می باشد.

در راستای نوشتاری سومریان دلایل فراوانی دال بر ایفای نقش اجتماعات اصالتا کرد در عصر برده داری وجود دارد.تاریخ سومر که شامل آغاز و تکوین برده داری است ، در نتیجه توافقات و نزاعهای هوری ها آریایی ساکن کوههای مرتفع و آموریهای سامی نژاد پدید آمده است.

در دوره تهاجمات بابل و آشور،مقاومت عشایر کورد در قالب ساختاری های فدراسیون،کنفدراسیون و نهایتا دولتی مرکزی صورت گرفته است. سومریان ،میتانی ها ،اورارتوها وبالاخره مادها د ردورههایی پیاپی،این گرایش مقاومت طلبی را به پیش برده اند. مهمترین خیزش تمدنی در عصر برده داری ،تاسیس امپراتوری ماد-پارس در شمالغربی ایران می باشد . مادها به عنوان پیشگامان این روند قبل از اعتلای سیاسی از یک دوره تحول ایدئولوژیکی نیرومند تحت رهبری زرتشت گذار نمودند .

تشکیلات ماد به صورت کنفدرا سیون عشایر پایه ریزی شد .جایگاه ماد در تاریخ کوردها به صورت ایفای نقش اولیه آنها در عصر کلاسیک برده داری است. این تاریخ شامل یک دوره مقاومت 3000 ساله ای است که با هوری ها آغاز وتا مادها ادامه می یابد؛حقیقت خلقی مقاومت طلب - نماد آن کاوه آهنگر - و تجلی اراده آزاد پدید آمده به واسطه شخصیت زرتشت می باشد.

هر چند یکی ازویژگیهای اصلی دیالکتیک تاریخ کهن کوردها، شراکت با همسایگان در تاسیس تمدن و دولت مشترک می باشد و درپیدایش ،رشد و توسعه سیستم برده برداری مؤثر بوده اند اما به دلیل استقرار در میان دولتهای برده داری همواره مورد اشغال و تجاوز نیز قرار می گیرند.

کوردها در دوران امپراتوریهای هخامنشی وساسانی،جزو بخشهای اصلی سیستم زمامداری بوده و روسای عشایر کورد در چارچوب توافقاتی راهبردی و طولانی مدت با حاکمان مرکزی توانسته بودند اقتدار بومی خود را حفظ نمایند. در صورت فراهم شدن شرایط و تغییر موازنات قدرت،هراز گاهی امیر نشانی تاسیس می شدند که بیشتر چار چوبی خود مختارانه داشتند داشتند. اما اکثراً از حدود اداره یک عشیره فراتر نمی رفتند.

فاتحان اسلامی که عصر فئو دالی در منطقه را رایج و مستقر ساختند در 640 م. جغرافیای محل سکونت کوردها را فتح نمودند. با این حال نمی توان از تکوین فئودالیسم کورد به شیوه ای مستقل بحث نمودند. زیرا هرچند حاکمیت اسلام در مناطق شهری و دشتها ایجاد می گردد اما در کوهستانها ، مقاومت سنتی علیه بیگانگان مسلمان ادامه می یابد . پیروی از آیین زرتشتی در مقاومت طلبی کوردها در برابر اسلام متجلی می گشت.

قرائت سنتی از ایدئولوژی اسلام در قرون وسطا ،تاثیرات منفی بر دنیای معنوی کوردها می گذارد. اما از سویی ،نهادینه شدن سیاسی اسلام،راه پیشرفتهایی نیز در میان کوردها پدید می آورد . حکومت امیر نشینیان کوردی که از زمان سومریان به بعد در انحصار طبقات بالایی جامعه بود، به صورت روابط سیاسی - اقتصادی با حاکمان مرکزی ادامه می یابد.

آنان آگاهانه به جای استقلال کامل، نوعی خود مختاری داخلی مبتنی بر وابستگی نسبی را تر جیح می داده اند .در قرون وسطا گذار جامعه عشیره ای به جامعه رعیتی،زمینه ساز پیشرفت گسترده ای در نظام ار بابی و ظهور حکومتهای محلی کوردی گردید. تضمین حیات سیاسی این حکومتها از سوی خلفا و سلاطین در فاصله قرون 9 تا 13 میلادی- دوران عباسی و سلجوقی - راه ظهور تشکلات سیاسی نیرومندی چون دولت فئودالی مروانی و حکومت خاندان ایوبی کورد را باز نمود. این شیوه مدیریت در دوران امپراتوری عثمانی رسمیت بیشتری یافته و تا اوایل قرن 19 تمامی روسا و امیران کورد از چنین حقی برخوردار شده بودند.

عصر سرمایه داری که عصر به پا خیزی خلقها بر پایه شعور و آگاهی ملی بود،و همراه با تحقق دولتهای ملی بسیاری از مسایل اجتماعی نیز امید چاره یابی یافتند ،اما مسئله کورد بنا به دلایل ذاتی آن و تاثیر عوامل مانع ساز خارجی، به جای یافتن راه حل به گره کوری در کل خاورمیانه تبدیل گردید.

کوردها در جریان گیرودار روابط استعماری غرب با دولتهای کلاسیک فئودالی منطقه از اهداف اصلی مبارزات خود دور شدند به آلتی جهت اجرای تر فند های آنان تبدیل شدند . مسئله کورد از اوایل قرن 20 به بعد به صورت اهرام فشاری توسط انگلیسی ها در راستای منافع آنان علیه دولتمردان فارس ، ترک وعرب مورد استفاده قرار گرفت. اتخاذ مواضع سیاسی منطبق با این خط مشی از سوی این دولتها سبب شد که تلاشها ی ملی گرایانه کوردها نیز توان بر هم زدن این ساختار را پیدا ننماید.

تاکنون برخورد با مسئله کورد که به یکی از پیچیده ترین مسایل خاور میانه تبدیل شده است، هم در جبهه مخالفان و در جبه کوردها اشتباهات راهبردی و راهکاری قابل توجهی را در برداشته است. برخوردهای ایده آلیستی ،و یا ناسیونالیستی کوردها و همچنین برخورد ایدئولوژیکی دولت - ملتهای حاکم، چنان کرده اند که مسئله کاملاً به گره ای کور تبدیل گردد.