نشانی سهراب...
"خانه دوست كجاست؟" در فلق بود كه پرسيد سوار.
آسمان مكثي كرد.
رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت به تاريكي شنها بخشيد
و به انگشت نشان داد سپيداري و گفت:
"نرسيده به درخت،
كوچه باغي است كه از خواب خدا سبزتر است
و در آن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است
ميروي تا ته آن كوچه كه از پشت بلوغ، سر به در ميآرد،
پس به سمت گل تنهايي ميپيچي،
دو قدم مانده به گل،
پاي فواره جاويد اساطير زمين ميماني
و تو را ترسي شفاف فرا ميگيرد.
در صميميت سيال فضا، خشخشي ميشنوي:
كودكي ميبيني
رفته از كاج بلندي بالا، جوجه بردارد از لانه نور
و از او ميپرسي
خانه دوست كجاست.
+ نوشته شده در شنبه یکم بهمن ۱۳۸۴ ساعت 13:30 توسط ؟؟؟
|
زندگی مبارزه ای است سخت و پایان ناپذیر ، برای حفظ و بازیابی ارزشهای انسانی و بازتعریف آنها، در جهانی که به شدت نیاز به دگردیسی عمیقی در ساختار طبقاتی آن و به رسمیت شناختن حقوقهای پایمال شده دارد. اگرچه تجدید ساختار سرمایه داری عواقب جدیدی را باخود به همراه آورده است، اما بغیر از مبارزه برای نیل به تغییر و تحولات مورد نظر بر علیه این وضعیت هیچ راه گریزی نیست.