لهجه های زبان کردی
لهجه شناسي زبان كردي :

زبان كردي ، كه يكي از زبانهاي اصيل ومتعدد آريايي است ، داراي لهجه ها و ته لهجه هاي مختلفي است ،

كه ذيلا” به صورت اختصار به بررسي آنها مي پردازيم :


۱- لهجة كرمانجي :



لهجة ( كرمانجي ) با الفباي لاتين نوشته مي شود . براي نشان دادن تمايز تلفظ ، علايم

خاصي را براي پاره اي از حروف لاتين در نظر گرفته اند ، مانند حرف ( Ç ) و حرف (

Ģ) . در لهجة (كرمانجي ) حرف (ك) و (گ) دو نوع تلفظ دارند .




كلمة (كرمانجي ) از كلمة (كرمانج ) مشتق شده است ، كه نام بخش وسيعي از كردهاي شمالي

و غربي مناطق كردنشين جهان است . در پاره اي از مناطق ايران ، براي نمونه در شمال

خراسان نيز كردها به اين لهجه صحبت مي كنند .




خيلي از رسانه هاي كردي ، موازي با لهجة (سوراني) ” زبان استاندارد ” كردي ، به لهجة

كرمانجي نيز برنامه دارند .




شهرها و مناطق ذيل ، بخشي از كردهاي كرمانجي را تشكيل مي دهند : دياربكر (آمد) ، وان ،

دهوك ، قاميشلي ، عفرين ، ارض روم ، درسيم ، سلوپي ، زاخو و شیروان و قوچان و درگز و

بجنورد و اسفراین (به طور کلی شمال خراسان )و خيلي از مناطق ديگر .




خيلي از شاعران مشهور كرد به اين لهجه شعر سروده اند، مانند : استاد احمد خاني ، علامه

ملاي جزيري ، جگر خوين و جعفر قلی (از مردمان قدیم شهرستان درگز)که آثاری بسیار بلیغ

واصیل از خود بر جای گذاشته است و غيره .




لهجة( كرمانجي ) زبان كردي ، داراي ته لهجه هاي مختلفي است ، مانند : باديني ، شكاكي ،

داسني ( دهوكي) ، واني ، سرحدي ، بوتاني و غيره .




حدود 30 در صد از كردهاي جهان ، در زندگي روزمرة خود ، از لهجة( كرمانجي ) استفاده

مي نمايند .





۲- لهجة سوراني :



لهجة( سوراني ) ، به نحوي ، به صورت زبان استاندارد كردي در آمده است . در اكثر

دانشگاههايي كه درآن ها زبان كردي را تدريس مي نمايند ، به عنوان زبان استاندارد از اين

لهجه استفاده مي كنند ، مانند دانشگاه پاريس ، صلاح الدين ، دهوك و سليمانيه . اكثرا”

هم در مكاتبات اداري دولت هاي محلي كردستان ، از اين لهجه استاده مي شود .




كلمة ( سوراني ) از كلمة (سوران ) مشتق شده است . (سوران) نام منطقه اي از مناطق

كردنشين و اسم گروهي از كردها مي باشد . مركزاين منطقه دراطراف شهر (سوران)

قراردارد .




به طور كلي ، لهجه(سوراني) زبان كردي ، در اين شهرها و مناطق اطراف آن ها تكلم

مي شود : سنندج ، مهاباد ، سقز ، بوكان ، اشنويه ، بانه ، مريوان ، ديواندره ، كامياران ، نقده

، پيرانشهر ، سردشت ، سليمانيه ، اربيل ، كويه ، دربندي خان ، رانيه ، قلعه ديزه ، رواندوز ،

حرير و چندين شهر، قصبه و روستاي ديگر . اين مناطق عمدتا” در قسمتهاي مركزي و شرقي

حوزه زندگي كردها قرار دارند .




در لهجة (سوراني) ، حروف عربي ” ح ” و ” ع” ، حالت فونتيكي خود را حفظ كرده و به

همان آواي عربي دقيق تلفظ مي شوند .


در الفباي اين لهجه ، حروف عربي ث ، ذ ، ص ، ض ، ط و ظ حذف شده است . يعني

به جاي حروف (ث ) و( ص) از حرف (س ) ، به جاي حروف (ذ) ، (ض ) و ( ظ )،

از حرف (ز) و به جاي حرف (ط) ، از حرف ( ت ) استفاده مي شود. در اين لهجه ، حرفي

وجود دارد به شكل ( ض ) ، كه تلفظش درست مانند تلفظ حرف v) ( لاتين است .




در لهجة (سوراني) زبان كردي ، حركات با حروف است ، يعني هر كلمه اي همانطور كه نوشته

مي شود ، تلفظ مي گردد .




اين لهجه بطور معمول با الفباي شكل عربي ( همان فارسي ) نوشته مي شود ، مگر در موارد

استثنايي . ولي در حروف (ر) ، (ل) ، (و) و (ي) بر حسب مورد ، براي نشان دادن تمايز

حالت تلفظ ، از علامتي به شكل (7) استفاده مي كنند .




شاعران مشهور كلاسيك سراي كرد ، اكثرا” به اين لهجه شعر سروده اند ، مانند :



نالي، محوي ، حاجي قادر كويي ، قانع ، هژار ، هيمن و امثال آنها .




خيلي از روزنامه ها ، مجلات ، راديو ها ،ماهواره ها ، تلويزيونها ، پايگاههاي انترنتي و ساير

رسانه ها از اين لهجه استفاده مي كنند .




بخشي از ته لهجه هاي (سوراني) عبارتند از : ته لهجه اربيلي ، اردلاني ، مكري ، باباني ،

بان ايلاخي و غيره . روي هم رفته بطور بسيار تخميني مي شود گفت ، كه گذشته از اينكه اين

لهجه به صورت زبان استاندارد كردي در آمده است ، حدود 30 در صد از كردها ، در زندگي

روز مرة خود ، از اين زبان استفاده مي كنند .



3- لهجة اورامي :



لهجة (اورامي) ، به روايتي نه تنها از قديمي ترين لهجه هاي زبان كردي است ، بلكه از

اصيل ترين لهجه هاي آريايي نيز مي باشد ، كه اين موضوع نظريه قديمي ريشه بودن اورامي

را براي زبان فارسي تقويت مي كند . اين كلمه ،از كلمة ( اورامان ) مشتق شده

است ، كه منطقة زندگي كردهاي اورامي است .




زبان اوستايي و پهلوي ، كه از زبانهاي قديمي آريايي مي باشند ، با اين زبان قرابت دارند .

اين قرابت گاهي به حدي است ، كه افراديكه به كردي اورامي مسلط مي باشند ، مي توانند تا

اندازة زيادي از متون سنگ نوشته ها و پوست نوشته هاي دوران باستان ، كه به زبان

اوستايي ويا پهلوي نوشته شده اند ، سر درآورند . لذا به نظر زبانشناسان ، فراگيري زبان

كردي ، براي فارسي زبانها ، بسيار كار مثبتي است و به منزلة يادگيري زبان لاتين ، توسط

فرانسوي زبانان مي باشد .




لهجة( اورامي) زبان كردي نيز با حروف عربي ( فارسي ) نوشته مي شود . در لهجة اورامي ،

حروفي و جود دارد ، كه تلفظ آن در ساير لهجه هاي كردي يا فارسي نيست ، مانند حرف ﻨ) )

كه مانند The در انگليسي تلفظ مي شود .




لهجه اورامي داراي چند ته لهجه است ، مانند : ته لهجه اورامان تخت ، پاوه و لهون .

روي هم رفته مردم اورامان تخت ، اورامان لهون ، اورامان حلبجه و اوراميهاي نزديك شهر

موسل و غيره با اين لهجه صحبت مي كنند .


خيلي از شاعران كرد به لهجة اورامي زبان كردي شعر سروده اند ، كه اكثرا” سبك كلاسيك و

بيشتر ده هجايي مي باشند ، كه يكي از آنها پير شاليار اورامي است . پيرشاليار كبير ( پير

شاليار ديگر نيز هست )، خود زرتشتي و حالت رهبريت ديني داشته است و هنوز عبادتگاه و

آرامگاهش در اورامان تخت ، مورد احترام بسيار زياد است . هر ساله هزاران نفر به زيارتش

مي روند . از شاعران ديگر اورامي سرا ، صيدي (سيدي) اورامي ، مولوي كرد، ميرزا

عبدالقادر پاوه اي و دهها شاعر برجسته ديگر مي باشند . روي هم رفته ،مردم اورامان

سمبول مهر ، صداقت ، كرامت ، قناعت ، كوشش و تمام صفات بارز يك انسان مي باشند ، به

همين دليل اين خطه ، سرزمين شاعر خيزي بوده است و تاريخ ادبيات كرد ، مملو از اسماء

شعراي اورامي سرا است . خيلي از دست نوشته هاي ادبي ، عرفاني و غيره نيز به اين لهجه

وجود دارد ، كه هنوز بخش عظيمي از آنها جمع آوري و چاپ نشده است .


4- لهجة لري :

چنانكه مي دانيم ، برخی زبانشناسان و محققين بر اين باورند ، كه لري هم يكي از لهجه هاي

زبان كردي است ، كه يكي از آنها استاد علاءالدين سجادي بوده است . استاد علاءالدين

سجادي نويسنده كتاب وزين و مشهور تاريخ ادبيات كرد ، در اين اثر بر اين قضيه تاكيد داشته

است . نگارنده اين نوشته هم بر اين باور است.


لهجة لري ، لهجه ايست از لهجه هاي آريايي كه از نقطه نظر فونولژي ، در بين زبان كردي و

فارسي قرار دارد ، تا به طرف شمال لرستان حركت مي كنيد ، اين لهجه بيشتر به زبان كردي

نزديك مي شود .




اكثر مردم استان لرستان ، بخشي از استان كرمانشاهان، بخشي از استان خوزستان ، قسمتي

از چهار محال بختياري ، ايلام و بوير احمد و حتي قسمتي از استان اصفهان نيز،به لهجة لري

صحبت مي كنند .




لهجة لري شامل ته لهجه هاي فراواني است ، كه گاهي از شهري به شهر ديگر تغيير مي كند و

اظهار نظر دقيق در مورد آنها ، نياز به يك تحقيق وسيع ميداني دارد .




شاعران فراواني به اين لهجه شعر سروده اند ، كه نام قسمتي از آنان در تاريخ ادبيات كرد ثبت

است ، براي مثال : باباطاهر عريان ، بابا نلوس لرستاني ، بهلول ماهي و غيره .




بيشتراهل قلم ، لهجة لري را با الفباي عربي( فارسي ) نوشته اند . ولي گاهي در كتب تحقيقي

از الفباي لاتين نيز استفاده شده است .


5- لهجة گوراني :


نام لهجة ( گوراني) از كلمة ( گوران ) مشتق شده است . (گوران) جمع (گه وره ) است
و (گه وره) در زبان كردي به معني بزرگ يا گبر ( زرتشتي ) است . از نقطه نظر
زبانشناسي ، بخشهاي وسيعي از مناطق جنوبي كردنشين ، مانند اكثريت استان كرمانشاهان ،
اكثريت استان ايلام و بخشي از لرستان به اين لهجه از زبان كردي صحبت مي كنند . قسمتي از
ته لهجه هاي اين لهجه، عبارتند از : ايلامي ،كلهوري ، لكي ، فيلي و غيره . عقيده بر اين
است ، كه كلمة لک از دو بخش (ل+ک) که حرف( ل ) از كلمة( لر)
و حرف ( ك )از کلمه ی كرد، تشكيل شده است .
كتابهاي ديني مذهب اهل حق ، كه يك مذهب باستاني و اصيل كردي است ، به اين لهجه نوشته
شده است ، كه يكي از آنها كتاب سرانجام مي باشد . مذهب اهل حق به ميان ساير ملل نيز صادر
شده است، براي مثال به ميان تركهاي آذربايجان شرقي ، ساكنان رودهن و بومهن در استان
تهران ، كلار دشت در مازندران و خيلي از جاهاي ديگردر تركيه و عراق .
خيلي از شاعران نامي كرد به اين لهجه شعر سروده اند ، كه خاناي قوبادي ، غلامرضاخان
اركوازي ، شامي كرماشاني و صدها شاعر و اهل قلم برجسته، برخي از آنها مي باشند .

توضيح : برخي از محققين ، بطور اشتباه لهجة( گوراني) را لهجة (كلهوري) ناميده اند و
لهجه هاي( لكي) و( فيلي) و غيره را از ته لهجه هاي لهجة كلهوري به حساب آورده اند، در
صورتيكه ته لهجة (كلهوري) خود از ته لهجه هاي لهجة (گوراني )است ، كه طوايف
(كلهور) استان كرمانشاهان با آن تكلم مي كنند . سي جي . ادموندس در كتاب كردها ، تركها و
عربها مي نويسد ” پرجمعيت ترين طايفة كرد (كلهور)ها هستند ” . برخي از(كلهر)ها ،
قرنها پيش به منطقة شاهيندژ در آذربايجان غربي تبعيد شده اند ، كه (كلهر) دير آمدي ناميده
مي شوند و هنوز نوعي لهجة كلهوري را حفظ كرده اند . منطقة كلهرآباد در بوكان نيز به اسم
همين طايفه از كلهر نامگذاري شده است و ساكنان آن اكثرا” كلهر دير آمدي مي باشند .


همانطوريكه ، لهجة لري از لحاظ زبانشناسي در ميان زبان كردي و زبان فارسي قرار دارد ،
لهجة ( گوراني) نيز در ميان لهجة (سوراني) و لهجة( لري) قرار دارد .
6- لهجة زازاكي(زازايي ) :

اين لهجه نيز از لهجه هاي زبان كردي است ، كه از لحاظ لغت ، دستور و ساير معيارهاي
زبانشناسي ، با اكثر لهجه هاي كردي ديگر، مقداري فاصله گرفته است ، كه قبل از هر گونه
اظهار نظري در اين مورد ، نياز به تحقيق بيشتري مي باشد